#تو را چه بنامم  ؟!

#تو را چه بنامم  ؟!
رزمنده ی دیروز ...
غریب ِ امـــروز ...
#شهیــــــد ِ فردا ...
ای کــــآش می توانستم #دنیا را
از دریچه ی نگاه ِ تو ببینم ...
فقـــط این را میدانم که از دنیای من ،
تنها #کپسولِ_اکسیژنَش سهم تو شد ،
و من هنـــوز در غفلتـــم که ریه هایم را
از #صدقه_ی ریه های پُرتاول ِ تو ، از هوای تازه
پـُر میکنم .....
دیدگاه ها (۶)

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

پارت: 12 (بخش5) **زاویه دید: هیزل*زین دستش را توی جیبش کرد، ...

رقص مرگ و عشقp¹¹هنوز بخارِ آب تویِ حمام بود. جونگکوک یه حوله...

عاشقانه های شبنم

هیچی دردناک‌تر از این نیست که همون آدمی که تا دیروز بهت حس د...

🥹🤍 دلم می‌خواد برگردم به روزایی که هنوز یه بچه‌ی کوچولو بودم...

پارت: 26 (بخش1) **زاویه دید: زین**صدای برخورد قاشق نقره با ک...

پارت: 13 (بخش3) **زاویه دید: زین**فردا صبح، هوای پاییز ابری ...

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط