دیدار باتو (ادامه پارت ۱)
هونی رفت و بقیه رو صدا کردو همه نشستن سر سفره تهیونگ و کوک و جیمین نشستن پیش هونی و بقیه هم نشستن جایی که هونی رو ببینن که یک دفعه هونی گفت :ای وای
همه :چیشد 🤨
هونی:آب ... آب یادم رفت
هونی آمد بلند شه که یک دفعه تهیونگ دستش رو گرفت
ته:بزار من میارم
هونی:نه ... خودم باید برم بیارم
ته:گفتم خودم میرم میارم (خشن و با داد)
هونی:ب... با .. باش... باشه
نامی :عهههعه یه اب اوردنه که داد نداره اصلا خودم میارم
وقتی نامی پاشد صندلی افتاد و کوک گفت :تاداااااا نامی خرابکار تقدیم میکند .... بخواطره همین بهش میگن نامی خرابکار
و همه خندیدن
هونی نگاهی به صورت کوک کرد و از خنده اون خندید و جیهوپ گفت:حق داری هونی کوک وقتی میخنده خیلی کیوته و دوباره همه خندیدن
جین:ای بابا یه اب اوردن که این حرکت ها و نداره الان خودم میرم میارم
وغذا رو خوردن
بعد از تمام کردن شام بقیه رفتن که بخوابن ولی هونی
ادامه دارد .......
همه :چیشد 🤨
هونی:آب ... آب یادم رفت
هونی آمد بلند شه که یک دفعه تهیونگ دستش رو گرفت
ته:بزار من میارم
هونی:نه ... خودم باید برم بیارم
ته:گفتم خودم میرم میارم (خشن و با داد)
هونی:ب... با .. باش... باشه
نامی :عهههعه یه اب اوردنه که داد نداره اصلا خودم میارم
وقتی نامی پاشد صندلی افتاد و کوک گفت :تاداااااا نامی خرابکار تقدیم میکند .... بخواطره همین بهش میگن نامی خرابکار
و همه خندیدن
هونی نگاهی به صورت کوک کرد و از خنده اون خندید و جیهوپ گفت:حق داری هونی کوک وقتی میخنده خیلی کیوته و دوباره همه خندیدن
جین:ای بابا یه اب اوردن که این حرکت ها و نداره الان خودم میرم میارم
وغذا رو خوردن
بعد از تمام کردن شام بقیه رفتن که بخوابن ولی هونی
ادامه دارد .......
- ۳.۸k
- ۲۳ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط