تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

پارت ۳:





ات دلش درد گرفت.
ات: کوک فکر کنم پریود شدم.
کوک: پد داری؟ برو کاراتو انجام بده، من برم برات پد و خوراکی بگیرم.
کوک رفت خوراکی و پد گرفت وقتی برگشت دید بقیه خوابن و فقط تهیونگ بیداره.
کوک: ته چرا نخوابیدی؟
تهیونگ: بیدار موندم که اگه ات چیزی خواست براش ببرم، من دیگه برم بخوابم.
کوک: اوکی، مرسی. برو.
کوک وارد اتاق ات شد و پد رو داد به ات، ات کاراشو انجام داد و کوک هم براش مسکن و کیسه آبگرم آورد.
کوک: خوبی؟ درد داری؟
ات: نه زیاد، از فردا دردم شروع میشه.
کوک: این یه هفته شرکت نمیای و کاری هم نمیکنی، فقط استراحت کن.
ات: چشم، مرسی اوپا.
ات مسکن رو خورد و دراز کشید، کوک هم رفت سمت کاناپه.
ات: کوک.
کوک: جانم؟ چیزی میخوای؟
ات: چیزی نمیخوام. بیا اینجا، اونجا کمرت درد میگیره.
کوک: معذب نیستی؟
ات: نه، بیا اینجا.
کوک رفت رو تخت دراز کشید و ات رو بغل کرد.
ادامه دارد...


لایک و کامنت یادتون نره قشنگا ❤❤
دیدگاه ها (۳)

چند پارتی درخواستی

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

پارت ۱۵ ات خندید و تهیونگ رو بغل کرد ....تهیونگ گفت ...قربون...

جادویی به نام عشق

bts

𓆩 پارت ۵۳ 𓆪 🖤جیمین هنوز داشت به ات می‌خندید که گوشی‌اش زنگ خ...

THE FIRST KISSPART: 9رفتم بیرون بار به دیوار بار تکیه دادم ب...

معاملهp27پارت اسماتتهیونگ کوک رو براید استایل بلند کرد توی د...

پارت ۷ویو روبی:وارد شدم و یک پسر مو بلوند جذاب نزدیکم شد؟:سل...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط