{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خری امد به سوی مادر خویش

خری امد به سوی مادر خویش
بگفت مادر چرا رنجم دهی بیش
برو امشب برایم خواستگاری
اگر تو بچه ات را دوس داری
خر مادر بگفتا ای پسر جان
تو را من دوست دارم بهتر از جان
ز بین این همه خرهای خوشگل
یکی را کن نشان چون نیست مشکل
خرک از شادمانی جفتکی زد
بسی عرعر نمود و پشتکی زد
بگفت مادر به قربان نگاهت
به قربان دو چشمان سیاهت
خر همسایه را عاشق شدم من
به زیبایی نباشد مثل او زن
بگفت, مادر برو پالان به تن کن
بزرگان را برو اکنون خبر کن
به آداب و رسومات زمانه
شدن داخل به رسم عاقلانه
دوتا پالان خریدند پای عقدش
یه افسار طلا با پول نقدش
خریداری نمودند یک طویله
همانطوری که رسم است در قبیله
خر عاقد کتاب خود گشایید
وصال عقد ایشان را نمایید
دوشیزه خر خانم ایا رضایی؟
به عقد این خر خوشتیپ درآیی
یکی از حاظرین گفتا به خنده
عروس خانم به گل چیدن برفته
برای بار سوم خر بپرسید
که خر خانوم سرش یکباره جنبید
خران عرعر کنان شادی نمودند
به یونجه کام خود شیرین نمودند
به امید خوشی و شادمانی
برای این دو خر در زندگانی


خخخخخخخخخ


دیدگاه ها (۶)

خری آمد به سوی مادر خویش بگفت مادر چرا رنجم دهی بیشبرو امشب...

خری آمد به سوی مادر خویش .... بگفت مادر چرا رنجم دهی بیشبرو ...

خری آمد بسوی مادر خویش ** بگفت مادر چرا رنجم دهی بیش ب...

خری آمد به سوی مادر خویش بگفت مادر چرا رنجم دهی بیشبرو امشب ...

خری آمد به سوی مادر خویش بگفت مادر چرا رنجم دهی بیشبرو امشب ...

خری آمد به سوی مادر خویش بگفت مادر چرا رنجم دهی بیشبرو امشب ...

خواستگاری خر بخونید و بخندیدخری امد بسوی مادر خویشکه ای مادر...

بخونید و بخندیدخری امد بسوی مادر خویشکه ای مادر مرا رنجم نده...

خر تو خربخونید و بخندیدخری امد بسوی مادر خویشکه ای ما...

بخونید و بخندید??????????????خری آمد بسوی مادر خویشکه ای ماد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط