{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بخونید و بخندید??????????????

بخونید و بخندید??????????????




خری آمد بسوی مادر خویش

که ای مادر مرا رنجم نده بیش

برو امشب برایم خواستگاری

اگر تو کره ات رو دوست داری

خر مادر بگفت ای کره خر جان

تو رو من دوست دارم بیشتر از جان

برو بنگر همه خرهای خوشگل

یکی رو بر گزین این نیست مشکل

خرک با شادمانی جفتکی زد


کمی عرعر نمود وپشتکی زد

بگفت مادر به قربانه نگاهت

به قربان دو چشمان سیاهت

خر همسایه رو عاشق شدم من

به زیبایی نباشد مثل آن خر

خر مادر بگفت پالون به تن کن

بزرگان محل را تو خبر کن

همه خرها شدند جمع در طویله

همانطوری که رسم است در قبیله

خران از شوقشان عرعر نمودند

ز یونجه کامشان را تر نمودند

خری انگاه سخن اینگونه بگشود

وصال این دو خر اینگونه بنمود



توای دوشیزه خانم سم طلایی

به عقد دائم این خر درایی

میان خرها یک خر ندا داد

عروس رفته بچینه یونجه در باغ

چنان شور و هیاهویی بپا شد

که خر داماد یهو لنگش هوا شد

به امید خوشی و شادمانی

برای این دو خر در زندگانی.
دیدگاه ها (۱۰)

خری امد بسوی مادر خویشکه ای مادر مرا رنجم نده بیشبرو امشب بر...

بخونید و بخندیدخری امد بسوی مادر خویشکه ای مادر مرا رنجم نده...

خواستگاری خر بخونید و بخندیدخری امد بسوی مادر خویشکه ای مادر...

خری آمد به سوی مادر خویش .... بگفت مادر چرا رنجم دهی بیشبرو ...

خری آمد به سوی مادر خویش بگفت مادر چرا رنجم دهی بیشبرو امشب...

خری امد به سوی مادر خویشبگفت مادر چرا رنجم دهی بیشبرو امشب ب...

خری آمد به سوی مادر خویش بگفت مادر چرا رنجم دهی بیشبرو امشب ...

خری آمد به سوی مادر خویش ***** که ای مادر چرا رنجم دهی      ...

خری آمد بسوی مادر خویش ** بگفت مادر چرا رنجم دهی بیش ب...

خری آمد به سوی مادر خویش بگفت مادر چرا رنجم دهی بیشبرو امشب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط