گفتم : چرا ساکتی؟ یه چیزی بگو.

گفتم : چرا ساکتی؟ یه چیزی بگو.

گفت : با بعضی از آدما میشه ساعت ها حرف زد،
بدون اینکه لازم باشه لباتو وا کنی.
با نگاه کردن بهشون،
با زل زدن توو چشاشون همه ی حرفاتو میزنی و اونم میشنوه.
تو هم همینجور حرفای اونو میشنوی!

گفتم : ولی تو خیلی کم با من صحبت میکنی!

گفت : من با اونایی که حرفی باهاشون ندارم، صحبت میکنم
و با اونایی که خیلی حرف دارم براشون، فقط نگاهشون میکنم...
دیدگاه ها (۱)

شاهزاده دوست داشتنی من

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟐_ نمیخوام حتی یه کلمه از حرفاتو بشنومم در...

تک پارتی (چه عرض کنم چندپارتی)غمگین:وقتی تصادف میکنید و تو.....

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②③_بخش دوم_"بهشون گفتم برن تا بت...

#سناریوموقعیت🍔: وقتی به مهمونی خانوادگی[از سمت خودشون] میریم...

پارت ۲ ویو ا.ت ا.ت : خب می‌خوام بدونم یونگی : حرفی که زدم ر...

True Love③③صبحوسایلم رو جمع کردم و از خونه زدم بیرون تهیونگ:...

مهمونی خطرناک پارت= 12دلم میخواست بزنم تو دهنش ولی نمیشدنگاه...

سناریو استری کیدز وقتی

متیو و دختری از جنس دریا p1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط