باید گذاشت و رفت...

باید گذاشت و رفت...
هجرتی می خواهم از همان ها که به کره ای دیگر می روند
از آن سفر های بی بازگشت
از همان ها که تا می روی عزیز می شوی، دردانه می شوی،دلتنگت می شوند...
باید گذاشت و رفت.
باید همه را پشت سر بگذارم و بروم و پشت سرم را هم نگاه نکنم،اینجا مردم تا نروی تا ولشان نکنی تا خودت باشی آنقدر بد می شوند و بد می شوند که خدا می داند...
خودت از دو رویی هایشان بهتر می دانی...
راست می گفتی، در اینجا لطف مکرر ، حق مسلمشان می شود...
هیچ کس خوبی هایت را نمی بیند
هیچ کس تو را نمی فهمد
در گوشی یک چیزی بگویم؟ شاید هیچ کس حتی تو را دوست نداشته باشد
شاید همه ی احساسشان از عادت به بودنت باشد و راه انداختن کار هایشان
لطفی بکن و برو
خود عزیزم در این حوالی هیچ کس خواهان تو نیست...
برو تا ببینی چطور یادشان می افتد تو چقدر بودی و چقدر بودی و چقدربودی
هجرت باید کرد🍁
دیدگاه ها (۱)

🖤🥀 مَـن هَـمیشـه پـایِـت بـودَم...بـالـا سَـرِت مِـثـل سـایـ...

@nphotography

👑 پارت هشتم | تمرینِ رقصصدای ویولن در سالن تمرین می‌پیچید.لی...

𝐓𝐡𝐞 𝐃𝐚𝐲 𝐖𝐞 𝐒𝐰𝐚𝐩𝐩𝐞𝐝 | روزی که جای هم بودیم𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑 | 𝐅𝐢𝐧𝐚𝐥شب، ...

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۳یه روز با یه دوست پسر هم‌کلاسی ...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

نامجون، تولدت مبارک. 🐨💜نمی‌دونم چطور باید توضیح بدم که چقدر ...

𝐎𝐧𝐞 𝐃𝐚𝐲 𝐌𝐢𝐬𝐬𝐢𝐧𝐠 | یک روز گمشده𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑چند ثانیه فقط به دستبند...

پارت ۱۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط