رمان فیک‹دریایی جادویی›🌊‎‎‌‌‎‎𔘓

رمان فیک‹دریایی جادویی›🌊‎‎‌‌‎‎𔘓

پارت¹
𖧷┅┄┅┄┄┅𔘓┅┄┄┅┄┅𖧷
من: سوناا سوناا، نگاه کننن اومدنننن!
و همه آرمیا توی سالن شروع کردیم خوندن:
کیم نامجون
کیم سوکجین
مین یونگی
جانگ هوسوک
پارک جیمین
کیم تهیونگ
جئون جونکوک
بی تی اسسسسسسسسسس.
من: راستی سونا، چرا هیچوقت نمیگی بایست توی بی تی اس کیه؟
سونا: خوب من همشون دوست دارم ولی..
بایسم جیمینه.
من: آااااا موچی؟ آخی خیلی کیوته.
سونا: ولی در عوض بایس تو خیلی مظلوم و ساکته.
سری تکون دادم.
جیهوپ بایس من بود.
خیلی ذوق داشتم. همیشه صندلی من و سونا دورترین نقطه به استیج بود ولی حالا نزدیک ترین صندلی به استیجیم و میتونیم رقصشونو از نزدیک ببینیم.
گوشیمو درآوردم و مشغول فیلم گرفتن شدم.
چشمام همش روی جیهوپ زوم بود.
وایسا ببینم، چرا حس میکنم جیهوپ نگام میکنه؟
حتما اشتباه میکنم.
دوباره کم خونی بم فشار آورده.
واییییی خداااا الان ذوق مرگ میشم. چقدد قشنگ میخونننننن.
مشغول رقص بودن که یهو جیمین افتاد روی زمین و دستشو به قلبش گرفت.
شوگا هم سریع کمکش کرد و به رقص ادامه دادن.
سونا وقتی دید انقد جیغ زد که با خودم گفتم خدایا این همه صدارو از کجا اورد؟
من: بسهه سونا زشته، الان آبرومونو میبری. هیچیش نشده که.
سونا: اخه تروخدا نگاه کن قلبش اومد درد بمیرم الهی.
توی دلم کلی بش خندیدم.
دیدگاه ها (۰)

**Part *_شرکت_هر پنج نفرشون در شرکت قدم برمی‌داشتن و کارکنان...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵³ویو: اترسیدیم به عمارت.همین که د...

خــــورشــــــیــــد شـــبــــهــامــــ🌗ᴘᴀʀᴛ 46[ویو آرا]فردا...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🧸 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی بدونِ اجازش تتو می‌زنی... ⛓️🖤 ╰┈➤ 𝑷...

رمان فیک‹دریایی جادویی›🌊‎‎‌‌‎‎𔘓پارت³⁶𖧷┅┄┅┄┄┅𔘓┅┄┄┅┄┅𖧷یه کشو ر...

تلخ اما شیرین

رمان فیک‹دریایی جادویی›🌊‎‎‌‌‎‎𔘓پارت²²𖧷┅┄┅┄┄┅𔘓┅┄┄┅┄┅𖧷نگاهی به...

چشمـٓ نقرهٰ اےٓ..▹ · ————— ·𖧷· ————— · ◃یآ گلٓـ زردمٰـ..؟ ▹ ...

^تکپارتی از تهیونگی^

───• ⌞𝐖𝐢𝐥𝐝 𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐞 𝐦𝐨𝐨𝐧⌝ •───گـــــرگ‌وحــــشــــی‌ومــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط