#قمار_سرنوشت

#قمار_سرنوشت
پارت¹⁴
ویو لونا
داشتم با گوشیم ور میرفتم که یکی در زد
ته : منم
لونا : بیا تو
ته اومد داخل و توپ هم دستش بود
لونا : چیکار داری
ته : میخوام بهت فوتبال یاد بدم
تک خنده ای کردم و گفتم
لونا : برو بابا حوصله داری
ته : هنوز 24 ساعت تموم نشده
لونا : ایشششش
حالا چرا فوتباللل
ته : چون حوصلم سر رفته
لونا : خب میتونی بری فیلم ببینی بزای منم به کار خودم برسم
ته : فکر خوبیه برو پفیلا درست کن بریم فیلم ببینیم
لونا : نه گفتم خودت ببینی من نمیخوام فیلم ببینممم
ته : بگو چشم
لونا : ایشششش باشه
ویو لونا
رفتم پفیلا درست کردم و بردم تو اتاق ته
لونا : بیا حالا چه فیلمی گزاشتی
ته : فیلم ترسناک 😈
لونا : از دست تو
‌ویو ته فیلم هنوز تموم نشده بود ساعت 3 شب بود و خوابم میومد
ته : خوابم میاد دیگه بسه بقیه اش بعدا می‌بینیم
لونا : چه عجب باشه پس شب بخیر
ویو لونا
اینو گفتمو سریع از اتاق رفتم بیرون تا یه کار دیگه بهم نداده
اتاق من طبقه بالا بود و راه رو خیلی تاریک بود بعد از اون فیلمی که دیدم خیلی ترسیده بودم تا رسیدم به اتاقم سکته کردم خدا لعنتت کنه ته ( عه عه با بچم درست صحبت کن 😡 )
دیدگاه ها (۰)

همسر غیره منتظره

(درخواستی)تهیونگ وقتی دعوا میکنیدسلام من ات هستم ۲ ساله با ش...

#عشق در نگاه او part 8%هعی چرا نگاش می کنین برین سر کارتون +...

پری کوچولوی منپارت۶کوک: چ...چی چی میگی ته ته بلند شو نمیخوام...

پارت 45╔═══.·:·.💜.·:·.═══╗🌲 کلبه‌ی جنگلی 🌲╚═══.·:·.💜.·:·.═══...

پارت یکویو لوناسلام من لونا هستم دوسال هست که با جیهوپ ازدوا...

پنهان عشق

پارت یازدهمزمان حال الان چند ساعت از وقتی که جونگکوک بیدار ش...

Pat:7اسم: عاشق چشماش شدما.ت . توی راه گوشیم زنگ خورد. اصلا س...

از الان عکس رمان تهیونگ اینه نظرتون رو راجب عکسه بگینپارت هش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط