تنهایی، بهترین دوست

امروز دلم خیلی میخواست با یکی حرف بزنم رفتم روی توی مخاطب های گوشیم
به هر اسمی که میرسیدم نمیشد
خیلی زور رسیدم به اخرین نفر و دیدم هیچکس نیست
توی این دو سه سال اخیر اینقدر از ادمای اطرافم دور بودم که نه من اونارو میشناسم نه اونا منو
اون لحظه تنهایی خودمو خیلی خوب حس کردم فهمیدم هیچکس رو ندارم حتی حالشو بپرسم گوشی رو گذاشتم کنار
چشمم به دوستای قدیمی که هیچ وقت تنهام نزاشتن افتاد کتابام
دوستایی که سه ساله باهاشون دوست شدم فقط زبون ندارن حرف بزنن
شاهد همه زندگیم بودن شادی هام گریه هام لبخند هام با خودم گفتم حالا که همه رفتن و تنهات گذاشتن حالا که کسی دوست نداره عیب نداره جاش کتاباتو دوست داشته باش اونا تنهات که نمیزارن هیچ تازه کلی کمکت میکنن
#دلنوشته_خودم
#تنهایی
دیدگاه ها (۱۶)

بچها این دوستم رو میشناسید دیگه؟ توی خیلی از پست ها و استوری...

ببین بسته به شخصیت هر فرد داره و البته اینکه یه دوست مناسب پ...

پارت ۹یونا: خب قضیه اینه که خانواده هامون چون باهم دوست بودن...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②③_بخش دوم_"بهشون گفتم برن تا بت...

زیبای کوچک فریبکار

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟙𝟜ای دل که بی گُدار به آب‌ها نمیزدیبی قایقت، میانه‌ی ...

رویداد | پارت دؤ « یک جسـ٫٫ـد أز سازمان DM افتاده بود و وئول...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : Seventeenویوی تهیونگ :+خب حالا ل...

معامله نهاییپارت ۷۰هیچوقت دغدغه ام این نبوده که چیزی رو چجور...

سناریو بلولاک/قفل آبی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط