{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

my shy boy

part:5

بعد از حمومش که امده بود بیرون دید که کوکی براش یه شلوارک سفید و صورتی گذاشته بود
خیلی ذوق داشت چون پدرش نمی زاشت ازینا بپوشه و می گفت نمی خوام پسره هرزه ای داشته باشم
الانم با کوکی نشسته بودن تو نشیمن طبقه ی هفتم
بلند شد و روبه روی کوکی وایستاد که سرش تو گوشی بود
کوکی سرشو بلند کرد و به تهیونگ نگاه کرد

ـ چیشده عزیزکم؟

ـ کوکی ممنونم برای شلوارکا پاپا هیچوقت نمی زاشت که بپوشم و می گفت که هرزه می شم...کوکی یعنی الان من هرزه ام؟

کوکی تهیونگو کشید و روی پاهاش نشوندش

ـ عزیزم تو هروقت که بخوای می تونی هرچیزی که بخوای بپوشی و هیچکس حق نداره که بهت گیر بده...و تو هیچوقت هرزه نیستی عزیزم

ـ کوکی هرزه یعنی چی؟

ـ خبب..عزیزم حرف خیلی بدیه پس هیچوقت نگو باشه؟

ـ و..ولی چرا پاپا همیشه بهم می گفت؟(با بغض)

کوکی سرشو برد تو گردنش که تهیونگم سفت بغلش کرد

ـ عزیزم پدرت گوه خورده باشه؟اون اشتباهی بهت گفته

ـ کوکی حوصلم سر رفته

ـ عزیزم کاری هست که بخوای انجامش بدی؟

ـ ارهههه..میشه بریم توی باغ عمارت؟(با ذوق)

ـ خیله خب بریم...می خوای توی بغلم باشی؟

ـ اره...ولی سنگینم(با ناراحتی)

ـ تو برای من مثل پر قو هستی شیرینکم

و بعدش کوکی بلند شد و تهیونگ هم سفت بغلش کرد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلاام
امیدوارم ازبن پارت لذت برده باشید
مواظب خودتون باشید دوستون دارمم
دیدگاه ها (۸)

تک‌پارتی تهکوک | «شریک من، بادیگارد من؟»مدیر امنیتی پرونده ر...

تک پارتی نیکیجرم غیرقابل‌بخشش!نیکی روی مبل نشسته بود و با هی...

پارت ۳۹ تهیونگ چند قدم پشت سر لینا رفت.ـ لینا، وایسا.لینا بر...

چند پارتی

🖤🥀 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پــارت پــنج 𓆪 🖤🥀مرد بدون اینکه چیزی بیشتر...

مهمونی پارت ۶۰

P : 28

خونه‌ی سه شیطونپارت ۵ — انتقام جونگکوکجونگکوک کنترل تلویزیون...

ادامه ی پارت ۱۹۵

پارت هشتم: پیمان در تاریکیصبح هنوز کامل طلوع نکرده بود.مه غل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط