{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p4

p4
با همین فکر ها به خواب رفت و با شنیدن صدای انفجار بلند از خواب پرید فهمیده بود جنگ هاگوارتز شروع شده سریع خودشو به سرسرا رسوند و با دیدن هری پاتر و کسانی که دورش جمع شده بودن تا ازش در مقابل مرگخواران دفاع کنن فهمید تازه اول کاره عقب عقب می‌رفت تا خورد به یه شخصی سرشو که برگردوند فهمید باید حواسش به پشتش هم می‌بود
فیلچ:پرفسور مک گوناگال یه دانش اموز اسلایترینی پیدا کردم که دنبال دردسر درست کردن و جاسوسی بوده
پرفسور مک گوناگال:فیلچ‌ خانوم اسنیپ رو همراه هم‌گروهی هاش به دخمه ها ببر
نیلی :پرفسور به هر حال نمی‌تونید مارو تا همیشه اونجا نگه دارید وقتی بیایم بیرون براتون بد میشه
مک گوناگال:خانم اسنیپ فعلا وقت چونه زدن نیست
فیلچ اسلایترین ها رو به دخمه می‌بره از بین کسانی که اونجا بودن استوریا هم اتاقیش میاد سمتش
استوریا :برنامه چیه نیلی چیکار میخوای بکنی تو که واقعا توی این فکر نیستی همه ما تا پایان جنگ همینجا باشیم
نیلی :امیدوارم مالفوی حداقل این یه جا ناامیدمون نکنه مگر نه قراره تا آخرش همینجا گیر بیافتیم تازه اگه ولدمورت کل مدرسه رو سرمون خراب نکنه و همینجا بمیریم
استوریا تا اومد حرف بزنه صدای انفجار خیلی بلندی توی فضا پخش شد و گرد و غبار همه ی فضا رو پرکرد
امیدوارم دوست داشته باشید❤️
دیدگاه ها (۲)

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹⁸مهم نیست که دیگران چی میگنواژها‌ و اندیشه ها ...

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁶ماشین رو نگه داشت، نگاهشو به پسر بقل ...

یاندره درخواستی از باجی

p23

تکپارتی درخواستی وقتی دختر دایی اش هستی و همیشه اذیتت میکنه ...

Lucky victim of Halloween night جوهر خون و آخرین نفس دختر و...

دوپارتی دراکو پارت ¹تو یه دختر اسلیترینی دورگه ای و سال سوم ...

tough love part60 🗝️🪦⛓️🫦از زبان اتخیلی ناراحت بودم که هیچ اخ...

تکپارتی درخواستی با حس جلد چرمی کتاب در زیر دستانم و لمس گون...

در وقت آزاد بعد از ظهر با الکسا در حیاط پرسه میزنیم که ناگها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط