{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Psychic lover42🖤

Psychic lover42🖤
میرا:من نزدیک چند روز میشدکه
فهمیدم جونگکوک…یک دختر رو آورده خونه.
اولش فکر کردم یه هرزست یا دوست دخترشه
ولی وقتی اون روز برای رفع نیازش اومد
خونم…فهمیدم هیچ کدوم از این ها نیست.
چا اون…اون یکی از شخصیت های جونگکوک
و دوست صمیمیِ من هستش،وقتی پیش
من یک سری چیزا یادش میاد،بهم
میگه.منم فهمیدم اون روان پزشک بود
و جونگکوک اون رو گروگان گرفته بود.
جونگکوک یک روانیه به تمام معناست.
هر کاری از دستش بر میاد.
اون زن هایی رو که۱۶تا بودن به ترتیب وارد
زندگیش کرد و ازشون استفاده کرد.
استفاده جنسی نبود…البته یه جورایی.
هدف اصلیش قتل و انتقام بود.اون با استفاده
از این ۱۶نفر۱۶۰تا آدم کشت.
بهشون میگفت که اگر میخواین زنم…یا دوست دخترم باشین باید ۱۰تا از اعضای خانواده‌تون رو بکشید.اون ها هم انگار
هیپنوتیزم شده باشن قبول کردن.
البته واقعا هم هیپنوتیزم شده بودن.
جونگکوک یک هیپنوتراپ حرفه ای بود.
وقتی که اختلال چند شخصیتی گرفت…
این چرخه وایساد.دیگه هیچ
دختری نزدیکش نمیومد.چون خیلی
خطر ناک شده بود.مثلا چند نفری بهش
نزدیک شدن با یک گلوله وسط مغزشون
کارشون رو تموم کرد.وقتی دخترا این رو‌
دیدن ازش فاصله گرفتن ولی روش
کراش بون.
یکی از اون زن ها نزدیک۴۰سالش بود و کار های بانکی و یک سری کار های املاکش رو انجام میداد.دقیقا نمیدونم اسم شغلش‌
چیه.ولی زنه میخواست زیر خواب جونگکوک
بشه.جونگکوک هم بهش گفت که از بانک براش دزدی کنه…اون ۴۰۰میلیارد دلار براش
پول دزدید ولی انقدر حرفه ای عمل کرد
که کسی نفهمید.اون هم ۱۰نفر کشته بود.
وقتی پلیس ها بعد ۶ماه فهمیدن تصمیم
گرفتن که اعدامش کنن.اون حتی نگفت
کی مجبور به این کارش کرده.ناراحت هم نبود
انگار چیزی به نام مغز وجود نداشت و
فقط جونگکوک اون جا میچرخید.
این یک نمونه از قربانی هاش بود.
جونگکوک حتی خانواده ی خودش رو هم
کشته بود.اون تو پرورشگاه بود که
خانواده ی کیم اون رو به سرپرستی میگیرن
جونگکوک پسر تخس و خیلی خشنی بود
همیشه دعوا میگرفت و همه بچه ها
ازش میترسیدن.وقتی به سن بلوغ رسیده
بود بر خلاف اطرافیانش مهربون و دلسوز
شده بود.اصن قلبش شده بود یک گنجشک
جوری که دختر های مدرسه لقب
سوئیتی بانی رو روش گذاشته بودن.
نا پدریش که جونگکوک رو برای انتقام
به فرزند خوندگی قبول کرده بود…شکنجه اش میداد.حتی یک بار دست راستش رو
شکونده بود.وقتی دید کارش تاثیر نداره و اون
مثل قبل نمیشه بچه ی چندتا از دوستاش
رو دزدید و جلوی چشم های جونگکوک کشت
و تیکه تیکشون کرد.از اون موقعه جونگکوک
روانی شد و نا مادریش،خواهر ناتنیش،برادر ناتنیش و پدرش رو با ۳۶ضربه ی چاقو
به قتل رسوند.اما معلوم نیست چجوری
ولی پدرش مثل یک معجزه الان زندست.
یکی از برادراش به اسم تهیونگ لندن بود.
تهیونگ میخواست به فرانسه بره اما‌
با اسرار شدید پدرش به انگلیس رفت.
بخاطر همین ارتباطش رو با پدرش قط کرد.
و الان اون از هیچ‌ کدوم از این قضیه ها
خبر نداره.بعضی ها میگن فلانی بخاطر گذشته ی تلخش خشن شده ولی جونگکوک بخاطر‌
یک تغییرات زود گذر که تو بدنش ایجاد شد
مهربون شده بود که زیاد طول نکشید.الان
جونگکوک یک مرد کامل شده.۳۲سالشه
و اون موقعه ها که این اتفاق ها افتاد
سونا بود دیگه اره؟فک کنم اسمش سونا بود…هنوز به دنیا نیومده بود.جونگکوک مافیا نیست…اما تو دارک وب کار میکرد.این
باعث شد پولدار بشه و این چیزی که الان هست
برسه.رانگ…پدرش…میخواد از اون انتقام بگیره اونم با سونا…خواهر تو شوگا.
دیدگاه ها (۴)

Psychic lover45🖤بعد رفتن یونجون از خجالت زانوم رو جمع کردم و...

Psychic lover46🖤فلیکس:خوب گوش کن،تو الان تو یکمجتمع تجاری بز...

Psychic lover40🖤الان سونا فقط باید خودش،خودش رونجات بده.سونا...

Psychic lover39🖤اما واقعا اینبار حق پرسیدن این که“اینجا واقع...

رمان: رنگِ انتقام، بویِ عشقپارت شانزدهم | رازهایی که نزدیک م...

پارت ۸ "اخر"ساعت ۹ و ۵۰ دقیقه_نویسنده "کارن":بعد از اون اتفا...

intertwined fate of two enemies-part 7

رمان: رنگِ انتقام، بویِ عشقپارت هجدهم | حقیقتی که نزدیک استر...

آتیشی که از بارون شروع شد part 41ا. ت: جونگکوک؟جونگکوک: چی؟ا...

* پدر خانواده‌ای که در کنسرت بالتیمور حضور داشت، اتفاقی جیمی...

حمید رضا رجب زاده / مداح و روضه خوان اهل بیت به طرز فجیعی کش...

Mafia Love :)))پارت : 15جونگکوک: حق نداری آقای کیم یونجون: ت...

🖤 پارت چهارم | عکسجونگکوک چند قدم جلو اومد.— گوشی رو بده من....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط