{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از خاطرات گمشده می‌آیم تابوتی از نگاه تو بر دوشم

از خاطرات گمشده می‌آیم تابوتی از نگاه تو بر دوشم

بعد از تو من به رسمِ عزاداران غیر از لباسِ تیره نمی‌پوشم

در سردسیری از منِ بیهوده وقتی‌که پوچ و خسته و دلسرد

شب‌ها شبیه خواب‌وخیال انگار تب می‌کند تن تو در آغوشم

تکثیر می‌شوند و نمی‌میرند سلول‌های خاطره‌ات در من

انگار مانده چشم تو در چشمم لحن صدای گرمِ تو در گوشم

هرچند زیر این‌همه خاکستر، آتش بگیر و شعله بکش در من

حتی پس از گذشت هزاران سال روشن شو ای ستاره خاموشم

بعد از تو شاید عاقبتِ من نیز مانند خواجه حافظِ شیراز است

من زنده‌ام به شعر و پس از مرگم مردُم نمی‌کنند فراموشم


"نجمه زارع"
دیدگاه ها (۳)

ﺣﺎﻟَـــــــمـ ﺑِــــﻬـمـ ﻣﯿــــﺨــﻮﺭﻩ ﺍﺯ ﺣﺎﻟَــــــــمـ ﻭﻗــ...

.ﻟﯿـــﻮﺍﻧــﯽ ﻭﯾﺴﮑـــــﯽﺳﯿﮕــــﺎﺭﯼ ﺗــَﻠــﺦﺗﺎﺭﯾـﮑــــﯽ ﺍُﺗـﺎﻗ...

نــــمـــدونـــم مــلـت چــــرا ایــنقـــــد شادن :|مـــگه ت...

چرا سیگار کشیدی...؟؟؟کسی مواظبم نبود.تنهابودم....چرا ادامه د...

از خاطرات گمشده می‌آیم ، تابوتی از نگاه تو بر دوشمبعد از تو ...

سخن دیگر نگفتی ای سخن پرداز خاموشمفراموشت نمی کردم چرا کردی ...

سخن ديگر نگفتي , اي سخن پرداز خاموشمفراموشت نمي کردم , چرا ک...

نمیشود که شوی یک دمی فراموشمتویی که شهد لبت با ترانه مینوش...

نمیشود که شوی یک دمی  فراموشمتویی که  شهد لبت  با   ترانه  م...

چنان طنین صدایِ تو برده از هوشمکه از صدای خود آزرده می‌شود گ...

امشب صدایت باز هم پیچیده در گوشمچون پیچکی پیچیده عشقت دور آغ...

امشب صدایت باز هم پیچیده در گوشمچون پیچکی پیچیده عشقت دور آغ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط