{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چنان طنین صدایِ تو برده از هوشم

چنان طنین صدایِ تو برده از هوشم
که از صدای خود آزرده می‌شود گوشم

من از هراس شبیخون روزگار خبیث
لباس جنگ به هنگام خواب می‌پوشم

چون آفتاب به هر ذره‌ای نظر دارم
به روی هیچ‌کسی بسته نیست آغوشم

تو در دل منی و دیگران نمی‌دانند
تو آتشی و من آتشفشان خاموشم

غبار آینه‌ی چشم‌های مست توام
تو چشم بسته‌ای و کرده‌ای فراموشم

سجاد_سامانی

🍃💐🍃
دیدگاه ها (۱)

دو قطب مخالف💙🧡پارت هفدهم✨️💫# قسمت ۱۷: «فقط تو» 🔥❄️**صحنه ۱ -...

پارت ۴۰

پارت: 15 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*تو چشم‌هام زل زد و خیلی آر...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۱۳: آرامشِ سمیصدایِ بسته شدنِ در، ...

_ چشمان قهوه ای او ؛ 30 ژوئیه 2026در کالبد نگاهت چیزی فراتر ...

📖 طنین سکوت (Echoes of Silence)پارت نوزدهم: اعتراف در غبارِ ...

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹³ویو لیلی ___چراغ اتاق ...

_____پارت¹⁸ نفرین کوچولو_____به‌خاطر آدرنالین، تمام بدنم به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط