دست های تو دور از اندوه اند
دست های تو دور از اندوه اند
دور از اندوهِ چشمِ خاموشم
من که می خواهم از تو بگریزم
بارِ دردِ تو مانده بر دوشم!
هی می آیم بدون دغدغه ات
لحظه ای در خیال خود باشم
هی می آیم بغل کنم خود را
درد، می پیچدت در آغوشم💙
پشت تکرار های پی در پی
از خودم هی سوال میپرسم
دستهایش کجا و در پی کیست؟!
طعم تلخ سکوت در گوشم
روزی از خود به تو سفر کردم
دیگرم روح، بر نمیگردد
هرچه دارد، رها کند بدنم!
از منِ بی تو، چشم می پوشم💚
#حوری_ملکی
دور از اندوهِ چشمِ خاموشم
من که می خواهم از تو بگریزم
بارِ دردِ تو مانده بر دوشم!
هی می آیم بدون دغدغه ات
لحظه ای در خیال خود باشم
هی می آیم بغل کنم خود را
درد، می پیچدت در آغوشم💙
پشت تکرار های پی در پی
از خودم هی سوال میپرسم
دستهایش کجا و در پی کیست؟!
طعم تلخ سکوت در گوشم
روزی از خود به تو سفر کردم
دیگرم روح، بر نمیگردد
هرچه دارد، رها کند بدنم!
از منِ بی تو، چشم می پوشم💚
#حوری_ملکی
- ۳.۴k
- ۲۴ مرداد ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط