دست های تو دور از اندوه اند

دست های تو دور از اندوه اند
دور از اندوهِ چشمِ خاموشم
من که می خواهم از تو بگریزم
بارِ دردِ تو مانده بر دوشم!

هی می آیم بدون دغدغه ات
لحظه ای در خیال خود باشم
هی می آیم بغل کنم خود را
درد، می پیچدت در آغوشم💙

پشت تکرار های پی در پی
از خودم هی سوال میپرسم
دستهایش کجا و در پی کیست؟!
طعم تلخ سکوت در گوشم

روزی از خود به تو سفر کردم
دیگرم روح، بر نمی‌گردد
هرچه دارد، رها کند بدنم!
از منِ بی تو، چشم می پوشم💚

#حوری_ملکی
دیدگاه ها (۱)

🌅حس غریبی دارد روزهای جمعه…🥀چند حس را با هم تجربه می‌کنی؛هم ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑤_بخش دوم _چشمهایم را می‌بندم و...

عاشقانه های شبنم

پارت ۱

**پارت ۳۴**سکوتِ سنگینِ اتاق فقط با صدای نفس‌های تند و هجومی...

کپشنننننننننن🛐🛐🛐دوردونه سکسی🤤🔞پارت اول از دروازه بزرگ آهنی ب...

چند پارتی پارت ۱صدایِ خش‌خشِ برگ‌های پاییزی زیر پاهام، تنها ...

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

پارت: 32 (بخش3) *زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد، در حالی که یه...

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط