سایه ای در قاب

سایه ای در قاب
𝑷𝒂𝒓𝒕 𝑻𝒘𝒐
────✦────
از زبان فیلیکس

همه چی داشت عادی می‌گذشت که رئیس‌جمهور یه پیام فوری فرستاد.
کسی حرف نمی‌زد. فقط صدای نوتیفیکیشن گوشی من تو اتاق پیچید.

اسا: چی شده؟
شوگا: باز دردسر جدید؟
من گوشی رو نگاه کردم… قفل کردم… دوباره بازش کردم
رزی با شک نگاهم کرد: فیلیکس، حرف بزن دیگه

فیلیکس: رئیس‌جمهور… دستور داده عملیات رو جلو بندازیم

اسا: چی؟ مگه آماده‌ایم؟
شوگا: ما تازه اسم گروه رو انتخاب کردیم، عملیات چیه آخه؟
فیلیکس : نمیدونم ولی دستوره رئیس جمهوره

رزی : باید چیکار کنیم؟ ما هنوز نقشه ای نداریم
شوگا : میتونیم بریم همشون رو بکشیم نظرتون چیه؟ (اخه شوگا جان کشتن😔💔)

فیلیکس : نه نباید اونا رو بکشیم که باید سالم باشن
آسا : سالم؟ اونا که کم نیستن
رزی : چجوری این کارو کنیم؟ حتی نمیدونم کجا هستن...

فیلیکس : ولی به گفته رئیس جمهور هر جور شده باید تا ۱۲ شب عملیات رو شروع کنیم
اسا: چرا ۱۲ شب؟ یعنی چی پشت این قضیه‌ست؟
رزی : ولی الان ساعت ۸:۲۰ دقیقه هست ما وقت نداریم
شوگا: یعنی رئیس‌جمهور از چی می‌ترسه دقیقا؟

ناگهان برق ها قطع شد و تاریکی مطلق....
فیلیکس :(زیر لب) چی شد...

@lim.mia2011

#فیک #فلیکس #اسا #رزی #شوگا #داستان #جنایی #داستان_جنایی #چند_پارتی #کیپاپ #فیک_کیپاپ
#تهیونگ #روکا #جنی #هیونجین
دیدگاه ها (۸)

پارت پنج

سلام ، اول یه نگاهی البته اگه زحمتی برای ☝️ تندروی از خود را...

P23F2انیا:ایده.ت عالیهو خوابیدن فرداهند:بچه ها از اونجایی که...

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 13جین تا نصف شب مشغول خوندن خبرهای قدیمی بود ...

پارت 17 رمان✨ عشق مدرسه ای ✨هیونجین: چشمکه یهو گوشی هیون زنگ...

پارت ۱۰

پارت ۳ اشتباهی آپ شده جابه جا شدنوقتی یهو p4 جیمین : کوک (...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

سلام می دونید چرا روی اسم مداح خط قرمز کشیدم ؟! چون من شما و...

پارت ۴ویو الکس ات گفت منم پیشش بخوابم .....از اونجایی که من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط