{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

+دکتر

+دکتر
_بله
+فراموشش کردم
_نکردی
+کردم
_دیگه بهش فکر نمیکنی؟
+نمیدونم
_دیگه به نبودنش عادت کردی؟
+شاید
_دیگه دلت برا خندش.صداشو... تنگ نمیشه؟
+میشه
_دیگه دوسش نداری؟
+کم
_دیگه برات مهم نیست؟
+هست
_دیگه شبا با یادش نمیخوابی؟
+چی بگم
_پس نگو فراموشش کردم چون اگه کرده بودی الان یادت نمیومد
+دکتر چرا نمیشه
_چون هنوز که هنوزه اعتقاد داری یه روز برمیگرده
+دلش از سنگ شده
_دلش پیش تو نیست
+آخه چرا مگه من چی براش کم گذاشتم
_شاید زیادی دوسش داشتی
+گفت از دوس داشتن زیاد خسته نمیشه
_ادما همه چی میگن
+ای بابا اصلا نمیفهمم
_چیو
+که چجوری دلش تنگ نمیشه
_شاید فراموشت کرده
+قول داد هیچوقت فراموشم نکنه
_ادما هرچی قول بدن آخر میزنن زیرش مثل اینه که یکی هزاربار قول داده باشه نره ولی الکی گفته باشه
+من الان چیکار کنم
_کاری که همیشه بهت گفتم
+نتونستم
_چند روز دیگه مرخص میشی باید بتونی دیگه
+ممنون
_فعلا برو استراحت کن
+خوابم نمیاد
_میخوای درد و دل کنیم؟
+هوف نه
_چرا
+آخه بهم گفته بود هروقت ناراحت بودی فقط به خودم بگو
_حرفاشو بنداز دور
+میخوام ولی نمیشه
_میفهمم
+دکتر بعضی وقتا...
_خب
+به اونایی که فراموشی میگیرن حسودیم میشه
_چرا
+چون همه چیو تو یه لحظه فراموش میکنن
_مثل چی؟
+تمام روزای بد یا تموم روزایی که با عشقشون بودنو الان نیستن
_هعی
+دکتر خیلی بده
_چی بده
+اینکه تموم رویا هاتو باهاش بسازی بعد بزاره بره پشت سرشم نگاه نکنه
دیدگاه ها (۱)

- خداحافظی من از تو انقدر تلخ بود که خودم هم تموم شدم...حالم...

Part.4

رمان

پارت سهویو تهدرسته زیاده روی کردم یون داشت گریه میکرد منم رف...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 12ویو نامجون:ات روبه‌روم نشسته بود و...

Cieloپارت ۵از زبان کوکوقتی تهیونگ و دیدم فهمیدم حالش خوب نیس...

I can be myself with himPart⁹⁶[ویو تهیونگ]از عمارتش خارج شدی...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۲" در آغوش رویای آبی ات  "...

اول از همه میخام از همتون معذرت خواهی کنم که دیر پارت میزارم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط