{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می دونی می خوام یه اعتراف کوچیکی کنم حدیث

می دونی می خوام یه اعتراف کوچیکی کنم حدیث
تو رو اندازه ی خواهر کوچیکه ی نداشتم دوست دارم .از همووون اول اول ک شناختمت فهمیدم که قلب مهررربون و پااکی تو سینته خوشحالم دارمت 😍 😍 💋 💋 💖 💖
@hadis.20
دیدگاه ها (۱۰)

راستش تا قبل از اینکه مادر بشم، نمی‌فهمیدم «مادر» بودن یعنی ...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟖مانیا هنوز چیزی نگفته بود.فقط به جیمین ...

morning bitter 🌅ادامه یport 14! سریو :اون الان چهارم وبه ان...

...پنج پارتی از جیمین....

چند پارتی تهیونگ (درخواستی)

پارت آخرپرش زمانی به فردا چهارشنبه *ویو جین* نمیدونم چرا این...

چندپارتی جیهوپ

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

🎭 آخرین نقشپارت نهمصبح روز بعد، لیانا زودتر از همیشه به استو...

پارت سیزدهم — خواهرآرینا به دختر خیره شده بود.«خواهرم...؟»دخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط