{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

morning bitter 🌅

morning bitter 🌅
ادامه یport 14
!


سریو :اون الان چهارم وبه اندازه کافی درک داره !


یونگی:ولی اون فقط ۸ سالشه وله مادر نیاز داره ! مطمئن باش ۳ تا برادراش که مجردن یا یه برادر متاهل هر چقدر هم که تلاش کنن نمی تونن جای مادر رو براش پر کنن !
توبه غیر از آیین ۵تا بچه دیگه هم بزرگ کردی و می‌دونی تو نوجوونی چطوری میشن وقتی بزرگتر شد چی می‌خوای جوابش رو بدی ی‌خوام جوابم رو بدی فقط بهشون فکر کن خواهش می‌کنم.


ویو سریو : داخل آشپزخونه بودیم با حرف‌هایی که دلم می ریخت و ریز ریز می‌شد و تمام حرفاش راست بود ولی من نمی‌تونم بدون چول سو زندگی کنم. ( سریو و چول سو خواهر و برادر بودن و خیلی صمیمی بودند)


(⁠。⁠♡⁠‿⁠♡⁠。⁠)(⁠。⁠♡⁠‿⁠♡⁠。⁠)(⁠。⁠♡⁠‿⁠♡⁠。⁠)(⁠。⁠♡⁠‿⁠♡⁠。⁠)

شرط پارت بعدی
10یا لایک
دیدگاه ها (۳)

morning bitter⁦⁦⁦ 🌅Part 13در خانه همه چیز آرام بود سوا داخل ...

ادامه پارت ۵۲ قسمت دوم

داستان درباره رین اوکومورا، یه نوجوون سرکشه که یه روز می‌فهم...

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۳۰ | حقیقتی که پشت قرارداد پنهان ...

پارت ۲۱ 🖤جیمین کنار پنجره ایستاد و چند لحظه به بیرون خیره شد...

dark life = 26

my snow❄️#my_snowPT33ویو یونهو:چند ثانیه فقط به کوک نگاه می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط