یاد من باشد فردا دم صبح جور دیگر باشم .. بد نگوی
یاد من باشد فردا دم صبح جور دیگر باشم .. بد نگویم به هوا، آب ، زمین ... مهربان باشم، با مردم شهر....و فراموش کنم، هر چه گذشت...خانه ی دل، بتکانم ازغم یاد من باشد فردا دم صبح من به بازار محبت بروم .. مهربانی خودم، عرضه کنم . یک بغل عشق از آنجا بخرم یاد من باشد فردا حتما به سلامی، دل همسایه ی خود شاد کنم ....بگذرم از سر تقصیر رفیق ، بنشینم دم در ..چشم بر کوچه بدوزم با شوق تا که شاید برسد همسفری ، ببرد این دل مارا با خود .. و بدانم دیگر قهر هم چیز بدیست ... یاد من باشد فردا حتما !!! که اگر دیر کنم ...، مهلتی نیست مرا ..!
- ۳.۹k
- ۱۴ دی ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط