پارت ۳ [آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷]

پارت ۳ [آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷]

ادامه ی حرف استاد : گروه ها ۶ نفر هست
گروه ۱
فلانی ، جولیا ، فلانی ، فلانی ،فلانی ، فلانی (به علت کم بود اسم شما فکر کنی فلانی یه اسم هم کلاسی ها شدن هست)
گروه ۲
فلانی ، فلانی ، فلانی ، فلانی ،فلانی ، فلانی
گروه ۳
دامیل ، انیا ، بکی ، اوین ، اریل ، الکس (شما فکر کنید فامیلی هو شون هم نوشتم)
دامیل و انیا : چییییی
دامیل :استاد نمیشه گروه ها رو عوض کنید
نوچه های دامیل : ارباب شما نمی خوای با ما باشید😥😨
استاد: اعراض قبول نیست
دامیل: نه نمی خوام با شما نباشم نمی خوام ب بقیه باشم
نوچه هاش: خدا رو شکر
استاد : اقای (یه بنده خدایی) می تونید به درس تون ادامه بدید
معلم : چشم

ویو انیا

بعد صحبت استاد معلم درس رو داد و زنگ خورد با بکی خدافظی کردم و دارم میرم سمت خونه

توی خونه
گفتم : سلام انیا برگشت
یور : خوش امدی
خوستم برم تو اتاقم تا لباس عوض کنم که مامان گفت : ایسا خوابه اروم برو بی دارنشه 《خیلی سخت خوابی چهار ساعت داشتم براش قصه گفتم》
ذهن انیا《ذهن مامان رو خوندم فهمیدم که چقدر بهش سخت گذشته》
لباسم رو عوض کردم و از مامان پرسیدم : بابا کجاس ؟
یور : معموریت گفت دیر برمیگره راستی امتحان میان ترم تون شروع نشده
گفتم: نه دو هفته دیگه راستی قرار شده از فردا ۲ ساعت دیر تر تعطیل شیم گروهی درس بخونیم
یور : اهان
گفتم: من میرم بخوام خیلی خستم
دیدگاه ها (۲)

پارت ۱۲ [ آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷ ]ویو انیا توی مدرسهمثل میشه وقت...

سلام بچه ها

پارت ۱۳ [ آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷ ]زبان نفر ا =بکی (خودم هم حس میک...

زمرد های صورتی پارت ¹²دامیان اومد بالا و اونا رو تو اون وضعی...

گل لیلیوم پارت ۲وایز در واقع صلح جهانی رو در کمک کردن به دان...

راز هایی که مارا کنار هم آوردند=پارت۲چند روز گذشتلوید و یور ...

✨ **عشق سلطنتی ✨ پارت ۹**(روز بعد - کلاس درس 🏫)بکی با یک دفت...

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨 ★𝒑𝒂𝒓𝒕²¹لارا : چه گوهی خوردم آنیا گوه خوردم نمی...

ادامه ویو دامیان رفتم تو اتاق که انیارو ببینم که دیدم یک مرد...

دروغی که واقعی شد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط