پارت ۱۳ [ آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷ ]
پارت ۱۳ [ آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷ ]
زبان
نفر ا =بکی (خودم هم حس میکنم از بکی با اون همه پاساژ گردی محال بود ولی خوب بکی کلاس زیاد رفته تا بتونه استلا بگیر )
نفر ۲ =دامیل (دامیل از زمانی که افتاد توی کلا اف دیگه زبان رو خیلی خواند)
نفر۳= انیا (انیا هم از ذهن دامیل زد چون خودش زبانش خوب نیست)
(انیا و دامیل تقربا نمر ها شون یکی بود چون انیا از دامیل می خواد دامیل هم که هم خر خون و هم با هکش بود پس براتون عجیب نباشه که توی نفرات ۱ تا ۳ باشند)
(خلاصه بگم انیاو دامیل ۹ تا استلا دارند و دانش اموز امپراتوری شندند بکی ۷ تا استلا و اوین ۶ تا جولیا هم ۶ تا مکس و اریل هم همون ۵ تا استلا رو دارند و فردا استلا ها رو میدند)
ویو انیا
خانه ی انیا
انیا : بابا من فردا ۲ تا استلا میگرم و جز دانش اموزان امپراتوی میشم
یور : افرین عزیزم الان برات شکلات داغ درست میکن
لوید : این خیلی خوبه بهت تبریک میگم 《اگه معمورت به علت مرگ داناوان نمیمرد و معموریت لغو نمیشد برای معمورت خیلی خوب بود هعه ی》
انیا : بابا برام جایزه می خری
لوید : اگه چیز قابل انجانم باشه سعی مو میکنم
انیا : من هنوز انتخاب نکردم انتخاب کردم میگم
یور : شکلات داغ امدس
لوید : باشه انیا فعلا برو شکلاتت رو بخور
انیا : امدم
ویو نویسنده
خبگاه دامیل
دامیل به خونه شون زنگ زد
جیوز : بفرمایید
دامیل : جیوز مامادم هستش
جیوز : در حال حاضر نیستند اگه پیغامی دارید بهم بگید من بهشون میگم
دامیل : باشه به مادم و پدرم بگو که من فردا دو تا استلا ی دیگه می گیرم و جمعش میشه ۹ تا استلا و جز دانش اموز های امراتوری میشم
زبان
نفر ا =بکی (خودم هم حس میکنم از بکی با اون همه پاساژ گردی محال بود ولی خوب بکی کلاس زیاد رفته تا بتونه استلا بگیر )
نفر ۲ =دامیل (دامیل از زمانی که افتاد توی کلا اف دیگه زبان رو خیلی خواند)
نفر۳= انیا (انیا هم از ذهن دامیل زد چون خودش زبانش خوب نیست)
(انیا و دامیل تقربا نمر ها شون یکی بود چون انیا از دامیل می خواد دامیل هم که هم خر خون و هم با هکش بود پس براتون عجیب نباشه که توی نفرات ۱ تا ۳ باشند)
(خلاصه بگم انیاو دامیل ۹ تا استلا دارند و دانش اموز امپراتوری شندند بکی ۷ تا استلا و اوین ۶ تا جولیا هم ۶ تا مکس و اریل هم همون ۵ تا استلا رو دارند و فردا استلا ها رو میدند)
ویو انیا
خانه ی انیا
انیا : بابا من فردا ۲ تا استلا میگرم و جز دانش اموزان امپراتوی میشم
یور : افرین عزیزم الان برات شکلات داغ درست میکن
لوید : این خیلی خوبه بهت تبریک میگم 《اگه معمورت به علت مرگ داناوان نمیمرد و معموریت لغو نمیشد برای معمورت خیلی خوب بود هعه ی》
انیا : بابا برام جایزه می خری
لوید : اگه چیز قابل انجانم باشه سعی مو میکنم
انیا : من هنوز انتخاب نکردم انتخاب کردم میگم
یور : شکلات داغ امدس
لوید : باشه انیا فعلا برو شکلاتت رو بخور
انیا : امدم
ویو نویسنده
خبگاه دامیل
دامیل به خونه شون زنگ زد
جیوز : بفرمایید
دامیل : جیوز مامادم هستش
جیوز : در حال حاضر نیستند اگه پیغامی دارید بهم بگید من بهشون میگم
دامیل : باشه به مادم و پدرم بگو که من فردا دو تا استلا ی دیگه می گیرم و جمعش میشه ۹ تا استلا و جز دانش اموز های امراتوری میشم
- ۷۳۴
- ۲۹ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط