{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حسّ و حال همه ی ثانیه ها ریخت به هم

حسّ و حال همه ی ثانیه ها ریخت به هم
شوق یک رابطه با حاشیه ها ریخت به هم
گفته بودم به کسی عشق نخواهم ورزید
آمدیّ و همه ی فرضیه ها ریخت به هم!
روح غمگینِ تو در کالبدم جا خوش کرد
سرفه کردی و نظام ریه ها ریخت به هم
در کنار تو قدم می زدم و دور و برم
چشم ها پُر خون شد، قرنیه ها ریخت به هم
روضه خوان خواست که از غصه ی ما یاد کند
سینه ها پاره شد و مرثیه ها ریخت به هم
پای عشق تو برادر کُشی افتاد به راه
شهر از وحشت نرخ دیه ها ریخت به هم
بُغض کردیم و حسودان جهان شاد شدند
دلمان تنگ شد وُ قافیه ها ریخت به هم
من که هرگز به تو نارو نزدم حضرتِ عشق!
پس چرا زندگیِ ساده ی ما ریخت به هم؟!

اثر امید صباغ نو
دیدگاه ها (۵)

یاحضرت عباسآدم خوف میکنهایناهدفشون چیه دقیقامیشه منوروشن کنی...

اگه گفتین دست کیه؟

نگاهم که به مانیتور می افتد لبخندی تلخ روی لبم نقش می بندد.د...

مثه عصر پاییزیه رنگ و رومون واسه خیلیا خاطرست آرزومون... نف...

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها...

حس و حال همه ثانیه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها ریخ...

گفته بودم به کسی عشق نخواهم ورزیدآمدی و همه ی فرضیه ها ریخت ...

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها...

.حسّ و حال همه ی ثانیه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها...

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به هم شوق یک رابطه با حاشیه ه...

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها...

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها...

.حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ...

حس و حال همه ی ثانیه ها ریخت بهم شوق یک رابطه با حاشیه ها ری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط