گویند مرا چو زاد مادر
گویند مرا چو زاد مادر
<پستان به دهن گرفتن آموخت
شبها بر گاهواره من
<بیدار نشست و خفتن آموخت
دستم بگرفت و پا بپا برد
<تا شیوه راه رفتن آموخت
یک حرف و دو حرف بر زبانم
<الفاظ نهاد و گفتن آموخت
لبخند نهاد بر لب من
<بر غنچه گل شکفتن آموخت
پس هستی من ز هستی اوست
<تا هستم و هست دارمش دوست
<پستان به دهن گرفتن آموخت
شبها بر گاهواره من
<بیدار نشست و خفتن آموخت
دستم بگرفت و پا بپا برد
<تا شیوه راه رفتن آموخت
یک حرف و دو حرف بر زبانم
<الفاظ نهاد و گفتن آموخت
لبخند نهاد بر لب من
<بر غنچه گل شکفتن آموخت
پس هستی من ز هستی اوست
<تا هستم و هست دارمش دوست
- ۲.۷k
- ۱۲ دی ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط