{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داستان

ادامه:
شماره ۳
یک شب دختر که از صدا و پچ پچ از خواب بیدار میشه و میبینه نصف شبه و چراغ بیرون از اتاقش روشنه میره از اتاقش بیرون ببینه چراغا چرا روشنه که مامان و باباشو پشت دیوار اتاقش میبینه...
باباش قبل از اینکه دخترشو ببینه داشت به زنش میگفت:مشکل ما به خودمون ربط داره
نباید بچه رو در گیر کنیم
پس صدات در نیاد بچه بیدار بسه ببینه این وضعو..
دیدگاه ها (۰)

Which onepart 18س. خب حالا ‌که آخر شبه پایه و کسی هم داخل خی...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 6ویو ات:صبح اولین روز مدرسه رسماً یک...

بالا و پایین ویلا رو نگاه کرد. صدای عربده و داد بیداد های ای...

ویو اتسلام من ات هستم۲۷سالمع.دوتا بچه دارم یه همسر خوشگل.دار...

همینجوری^(هشدار:غمگین)

bad girl p: 76

پارت ۱۴ {یک عاشقانه ی بی صدا....}

عشق جنگی من

از من مخفیش نکن. part 1

#فیک ا/ت یک دختر مهربونه که با باباش شوگا تنهایی زندگی میکنه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط