{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویورس نامه نامجون برای ارمی💜

ویورس نامه نامجون برای ارمی💜

کم پیدایید .
چند رپز پیش یازهمین سالگرد بود اما به بهانه هواس پرتی نمی تونستم حتی یک پیام کوتاه براتون بزارم . ( نامجون ذر پیام از اصطلاح آه کشیدن استفاده کرد)
. به من برگرد . دقیق یک ماه پیش منتشر شد و مکان درست و ادم اشتباه سه هفته پیش . اوریل گذشت . من تمام برنامه هامو برای ثبت نام با هوسوک کنار گذاشتم و با برادرای کوچیک ترم به سربازی اومدم . من به نشون گروهبان دوستم حسادت میکنم اما پشیمون نیستم . ( میخنده )
این اولین باره که من افکارمو بیان میکنم من خیلی چیزا برای گفتن دارم اما همه ویز تو البومه، آلبومی که تمام تلاشمو براش کردن و با صداقت روش کار کردم امیدوارم بار ها و بارها برای مدت های طولانی بهش گوش بدید ‌
سه روز میشه که جین ارتش رو ترک کرده . من براش ساکسیفون زدم اما احساس خیلی متفاوتی داشتم . مثلا اول رفتن تنهایی سخت نبود ؟ چطور گذشت ؟ یک سال و نیم برای همه عادلانس . احتمالا که داریم در گذشته اون زندگی میکنیم . اون اولین نفری بود که رفت . مرخصی گرفتیم و زمان جور دیگه ای داشت میگذشت . همه بدون توجه به غیبت من خوب کار میکنن. همه چیز خیلی خوب داره پیش میره . یه جورایی حس پوچی میکردم . ولی خیلی خوشحال بودم که بلاخره بعد از ده ماه تونستیم دور هم جمع شیم و با هم خرف بزنیم و بنوشیم البته تمام صحبت های ما توی سربازی خلاصه شد . ( میخنده )
حس میکردم ۱۰ سال ازشون دور بودم . چرا اینقدر دلم برای این ادم ها تنگ شده بود ؟ من گاهی زنگ بهشون میزنم و حالشونم میپرسم .
جین همیشه درمورد اعضا صحبت میکرد . همه دلتنگ هم بودیم . مطمئنم شما هم همینطور هستید . الان که همه از هم جدا شدیم و گوشه ای از گانگوون_ دو زندگی میکنیم دارم درک میکنم .وقتی با هم حرف میزنیم حس میکنیم هیچ چیز تغییر نکرده و نمیکنه بعضی چیزا واقعا عوض نمیشن ...اینکه چه جور ادمی بودیم .... زمان معنی با ارزشی برای ما داشت .
الان شما کجایید ؟ سال اینده که دوتزدهمین سالگردمونه چه شکلیم؟ چطور قراره پیش بره؟ از حسرت دلم تنگ شده . ۱۱ سال گذشته . من فقط میتونم منتظر سالگرد بعدی باشم . اول از همه از جین و جیهوپ که پیشتونن و دارن از گروه مراقبت میکنن تشکر میکنم . میدونم هنوز خیلی ها ما رو از یاد نبردن و منتظرمونن ... دوستمون دارن ... اینو به چشم میبینم و مثل همیشه به اعضای گروه فکر میکنم و میگذرونم .

دوستتون دارم و ممنونم
متشکرم بیاید منتظر تابستون سال بعد باشیم و همو ببینیم .
تا اوایل تابستون سال دیگه
نامجون
دیدگاه ها (۱)

ترجمه صحبت پایانی تهیونگ🐻 تورنتو، خب امروز چطور بود؟ خوشتون ...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

پارت ۱ ویو ا.ت صدای دلنشین موزیک توی فضا پخش شده بود جونگ کو...

پارت آخرپرش زمانی به فردا چهارشنبه *ویو جین* نمیدونم چرا این...

یاقوت صورتی

خب خببیاین برای بار n ام بیو بدم بهتون🦦اسمم مهدیه اس، استان...

سلام بچه هامیخواستم یه چند کلام حرف بزنم .من خیلی وقته دارم ...

~🐨: اوایل خیلی سعی می‌کردم بین «کیم نامجون» و «رپ مانستر» تف...

🐶: قبلا توی بابلم بهش اشاره کردم ولی یکی نوشته بود که از وقت...

تکپارتی نامجون کریسمس داشتم برای شب کریسمس آماده میشدم که جش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط