جوجہ ی من

جوجہ ی من
پارت چھاردہ

(بعد غذا)

ویو یوری=چرا جونگکوک بہ یونا گفت خواھرم اصلا چرا انقدر باھم خوبن

یوری=یہ سوالی میتونم بپرسم؟

م۔ی=بپرس دخترم

یوری=چرا یونا و جونگکوک انقدر صمیمی ھستن

یونا=چون خواھر برادریم

یوری=نہ جدی دارم میگم

یونا=منم دارم جدی میگم من و جونگکوک و تو از یہ مادریم

یوری=چہ(تعجب)مگہ میشہ

م۔ی=(تعریف قضیہ)

یوری=باورم نمیشہ

یونا=منم اولش باورم نمی شد

یوری=خب اوکی اما جونگکوک مال خودمہ

جونگکوک=(خندہ) عجب دیوونہ ای ھستی تو خونہ داشت من رو می خورد الان شدم مال این

یوری=بہ ھر حال گفتہ باشم

یونا=خیلی خب برای تو

یوری=آفرین

(دو ساعت بعد)

ویو یوری=خیلی خوش گذشت خیلی خانوادہ ی خوبی دارم اما الان دیگہ باید برم خونہ باید نقشہ ام رو عملی کنم

یوری=جونگکوک من دیگہ می خوام برم

جونگکوک=من خیلی وقتہ یونا رو ندیدم تو برو منم میام

یوری=دیگہ برای چی میای برو عمارت خودت

جونگکوک=با ادب۔۔۔خیلی خب باشہ برو خداحافظ

یوری=خداحافظ از ھمگی

م۔ی=خداحافط دخترم بازم بیا پیشمون حتما(بغلش کرد)

یوری=چشم خداحافظ

ب۔ی=خداحافظ

ویو یوری=ھمین کہ پام رو از در خونہ بیرون گذاشتم گوشیم زنگ خورد با کسی کہ اسمش افتاد تعجب کردم مطمئنم جونگکوک بھش گفتہ باھاش قھرم پس خیلی سرد جواب دادم

(تمام حرف ھا یوری سردہ)

یوری=بلہ

بورام=سلام گلم کجایی کم پیدایی دلم تنگ شدہ برات

یوری=عومم

بورام=میدونم از دستم ناراحتی ولی باور کن جونگکوک نمیزاشت بھت بگم (ناراحت)

یوری=باسہ خداحافظ(گوشی رو قد کرد)

خیلی از دست بورام ناراحتم بخاطر اینکہ میدونست تھیونگ زندہ ھست و ھیچی نگفت یکی دیگہ بخاطر اینکہ خواھر تھیونگہ و ھیچی بہ من نگفت ۔۔تا کل خونہ انقدر فکر و خیال کردم دیگہ مغزم سوت میکشید تازہ یادم افتاد تھیونگ رو باید عاشق خودم کنم پوففففففف در خونہ رو باز کردم ولی با دیدن صحنہ رو بہ روم خشم زد اون۔۔۔۔اون۔۔۔

(اگر بگین چی شدہ ۷ پارت تا شب میزارم)
دیدگاه ها (۱۲)

پارت سه کوک: نهمیسو: به هر حال که تو مدرسه میری بیا دیگه( کو...

پارت ۱۰که یهو ات گریش گرفتات: ی..یوری..م..من اینو..ک..کشتم؟!...

پارت پنجنامجون جوابی نداد و از ماشین پیاده شد یوری: نامجون ب...

پارت هفتم‌ ویو تهیونگ: چند ساعته دارم دنبالشون میرم بلکه شای...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

پارت۲

Iove and the moonPart26کوک: خب خانم یونا خب ول خرجی کردی یون...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ⁷ویو یوناداشتیم میرفتیم سمت کوه ...

پارت ۱۱بعد از حرفی که جونگکوک زد، هر دو چند لحظه ساکت موندن....

گل خونی پارت 55+ خداحافظ جونگ یو ۰ خداحافظ تهیونگ و جونگکوک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط