{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت سه

پارت سه

کوک: نه
میسو: به هر حال که تو مدرسه میری بیا دیگه
( کوک برای اینکه شرکت مال خودش بشه درس میخونه تا بره مدیر شرکت بشه )
کوک: اوکی
میسو: خب آماده بشین تا بریم
ویو یوری
داشتم فیلم می‌دیدم که در خونه رو زدن باز کردم دیم میسو و داداشش و چی کوک اینجا چیکار می‌کنه
یوری: سلام بچه ها بیاین بشینید
ویو کوک
وقتی رفتم اونجا دیدم یوری هست چرا اون آخه
بعد از درس
یوری: خب خوب یاد گرفتین
میسو و نامجوک: بله ممنون
کوک: من یاد نگرفتم چرا سریع سریع درس میدی
یوری: خب پس پول کلاس رو نده
کوک: نه بابا این همه یاد دادی بعد پول ندم بگیر این پولو
یوری: من نیازی به این پول ندارم اگر یاد نگرفتی برو پول هم نده میسو اگر توهم
میسو: نه من یاد گرفتم باز هم میام
یوری: باشه خداحافظ
میسو: خداحافظ
خونه کوک
میسو: ببینم چرا اینجوری حرف زدی ها
کوک: دلم خواست به تو چه

فردا
یوری: خب بچه ها امروز دوتا دانش آموز جدید داریم نامجوک و کوک
ویو یوری
آخه کوک اینجا چیکار می‌کنه ای خداااااا
کوک و نامجوک خودشون رو معرفی کردن نشستن
یوری: خب بچه شما تازه اومدین ولی وسط سال هستیم و قراره فردا بریم اردووو
بچه ها کلی داد زدن از خوشحالی
یوری: و خب فردای دیگه هم امتحان داریم بهتون که گفته بودم
بچه ها: نههههه
یوری: کافیه خب شما که جدید اومدین میتونین اردو نیاین و خونه درس بخونین برای امتحان یا امتحان ندین
کوک: نه میایم اردو امتحان هم میدیم
نامجوک: آره ما مشکلی نداریم
یوری: خوبه
سوهو مدیر مدرسه هست و یوری رو دوست داره
سوهو: یوری دانش آموز های جدید اومدن
یوری: آره
میسو: هی کوکی
کوک: چیه
میسو: مدیر رو میبینی
کوک: آره خب که چی
میسو: اون از خانم لین خوشش میاد
کوک:...........
دیدگاه ها (۰)

گوگلی هام می خواد رمان بنویسه حمایتش کنید🫠🫠🥹🥹❤️

پارت دویوری: چرا آخه ها چرااااااااا( داد و گریه )شبیوری: جون...

وییوی مینهو :مثل همیشه قبل از اومدن بچه ها وارد کلاس شدم تا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط