{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گل خونی

گل خونی
پارت 55

+ خداحافظ جونگ یو

۰ خداحافظ

تهیونگ و جونگکوک رفتن که جونگکوک گفت

- اون کی بود

+ دوست قدیمیم

- اهاااا

@ امدین

+ ارع

- خاله میخواستم یک چیزی بگم

+ عزیزم بلاخره میریم خونه

@ هی تهیونگ درست حرف بزن

@ جانم پسرم

- تهیونگ منو اذیت کرد

@ کی

+ دروغ میگه

- الان داشت با یه پسری که غریبه بود حرف میزد و داشت توی سرویس منو تهدید می‌کرد که بریم خونه باهات کار دارم

@ چی ته میکشمت

مادر تهیونگ رفت پیش تهیونگ گوششو کشید

+ غلط کردم

@ اگر کاری باهاش کنی میبرمش خونه خودمون اصلا نمیزارم ببینیش

+ وا دوست پسرمه دلم میخواد باهاش انجام بدم

٫ عزیزم راست میگه تهیونگ

- خاله ولش کن گناه داری

@ باشع  تهیونگ ببین جونگکوک گفت ولت کنم کردم به من بود بیشتر میزدمت

@ تهیونگ راستی تو امشب برو خونه خودت ما جونگکوک رو میبریم

+ چرا منم میام

@ نخیر یه بار پیشش نخواب میمیری

+ ارع خوابم نمیبره

@ پس جونگکوک نبود چطوری میخوابیدی

+ یادم نمیاد

- خالع ولش کن میرم خونه

@ نمیزارم بری

+ وا من دوست پسرشم من باید اجازه بدم کجا بره یا نرع

@  منم .......
دیدگاه ها (۰)

تقریباً یک هفته از شنیدن خبر اینکه نمیتونه بچه دار بشه باهاش...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟔جیمین:حالا چرا لبت ورم کردهپسر همونطور...

*ویو ات *شب شده بود ساعت نزدیکای ۹ بود پس تصمیم گرفتم برم بی...

اولورا

Love youپارت پنجم-عامم اینجوری ک تو تعریف کردی حسودیم شد بهش...

رمان

پارت یک یون: قربان اون جنگلی که میگین اصلا امنیت داره نامجون...

forced by your sideبه اجبار کنار تو part: 23رفتن داخل خونه ن...

شاگرد لوس من

پارت ۱۱ویوی تهیونگ از خواب بیدار شدم و رفتم دستشویی و دست و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط