{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب سه غزل نذر تو کردم که بیای

دیشب سه غزل نذر تو کردم که بیای
چشمم به ره عاطفه خشکید؛ کجایی؟؟
باشکوه ی من چهره ی ادینه ترک خورد
از سوی توامانه تبسم،نه ندای
از بس که در اندیشه تو شعله کشیدم
خاکستر حسرت شده ام نیست دوایی
امار تپشهای دلم را به تو گفتم
پرونده شد اندوه من از درد جدایی
سوگندبه اوای صمیمانه ی نامت
از عشق فقط قصدمن وشعر شمایی
هر فصل دلم بی توببین رنگ خزان است
آغاز کن ای گل !سفر سبز رهایی
دیدگاه ها (۱۰)

دیشب سه غزل نذر تو کردم که بیاییچشمم به ره عاطفه خشکید ؛ کجا...

☆☆☆دیشب سه غزل نذر تو کردم که بیاییچشمم به ره عاطفه خشکید؛ ک...

دیشب سه غزل نذر تو کردم که بیاییچشمم به ره عاطفه خشکید ؛ کجا...

دیشب سه غزل نذر تو کردم که بیاییچشمم به ره عاطفه خشکید ؛ کجا...

دیشب سه غزل نذر تو کردم که بیاییچشمم به ره عاطفه خشکید ؛ کجا...

.دیشب سه غزل نذر تو کردم که بیاییچشمم به ره عاطفه خشکید ؛ کج...

دیشب سه غزل نذرتو کردم که بیایی...چشمم به ره عاطفه خشکید.......

دیشب سه غزل نذر تو کردم که بیاییچشمم به ره عاطفه خشکید ؛ کجا...

دیشب سه غزل نذر تو کردم که بياييچشمم به ره عاطفه خشکيد ؛ کجا...

دیشب سه غزل نذر تو کردم که بیاییچشمم به ره عاطفه خشکید، کجای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط