{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برای خودم چای می‌ریزم، زیر باریکه‌ی نور پنجره می‌نشینم، ب

برای خودم چای می‌ریزم، زیر باریکه‌ی نور پنجره می‌نشینم، به جنجال گنجشک‌های خیابان گوش می‌کنم، نفس عمیقی می‌کشم و خوشحالم از اینکه هستم، که کسانی را دوست دارم، که کسانی دوستم دارند، که هدف دارم، که امیدوارم...
امیدوارم به رسیدن روزهای خوب‌تر، به اتفاقات خوب‌تر، به ملاقات آدم‌های خوب‌تر، خواندن کتاب‌های خوب‌تر، رفتن به مکان‌های خوب‌تر و داشتن هدف‌هایی خوب‌تر...
من امیدوارم به ساختن بهترین‌ها برای خودم و باور دارم که با گذار زمان، بزرگ‌تر، فهمیده‌تر، آرام‌تر و خوشبخت‌تر خواهم شد.
نسیم خنکی از شیار پنجره می‌دود بین موهام، یا کریمی از پشت شیشه مرا نگاه می‌کند و من چهار زانو نشسته‌ام در بطن سبزترین و آرام‌ترین دقایق زیستن
#نرگس_صرافیان_طوفان
دیدگاه ها (۱)

نفس می‌کشم. همین. نه برای فردایی که نیامد، نه برای خاطره‌ای ...

ادامه ترجمه🎂🐨🐨 تمام تلاشمو می‌کنم تا هر روز رو به بهترین شک...

🧁 پارت چهارم | اولین ملاقاتصبح روز بعد، آسمان سئول صاف و آفت...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷④ريشه تمام اندوه‌ها؛ توقع داشتن ...

تکاپو پارت 108:امیدوارم اشتباه باشه🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍چند ساعت از باز...

╔════════════════════════════╗ پارت ۱۰۴ | «یک شب آرام کنار ه...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت14ویو کوکبارون ...

مافیای من — قسمت ۲۱اسمِ مادرات چند ثانیه فقط به جونگکوک نگاه...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده» پارت : ۴۶ صبح با صدای آرام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط