{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اینکه بعد از تو غمت را می پذیرم  دیدنیست

اینکه بعد از تو غمت را می پذیرم  دیدنیست
اینکه اینک بی تو چون دشت کویرم دیدنیست 

روسری سر کردی و رفتی ولی در این میان
موج گیسوی تو و قلب اسیرم دیدنیست

شرح حالم را نمی گویم چه آمد بر سرم
اینکه بی تو در خودم باید بمیرم دیدنیست 

هر که آمد گوشه ای از قلب من را کند و بُرد
زخم های قلب من با آنکه پیرم دیدنیست

روزگارم پر شد از بازی تلخی که در آن
حال و روزم ، فتنه ی شاه و وزیرم دیدنیست 

سالها در انتظار دست هایت مانده ام
اینکه می آیی و دستت را نگیرم دیدنیست

توی دنیای عجیبی که در آن این روزها
می خورد وقتی به سنگ عشق تیرم، دیدنیست

#وصی پور
دیدگاه ها (۱)

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟜: انتخاب سختبعد از رفتن ا/ت، محوطه‌ی دانشگ...

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل دوم: رقص با ...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۲: «تاج...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وپنجم | حقیقتی که خون می‌خواستهلیکوپتر ...

پارت ۹۶ | «شبی که همه‌چیز عوض شد...»غروب روز بعد...بعد از پا...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

007-آلما ویسکی - پارت ۶۰

P : 25

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط