به تیغم گر کشد دستش نگیرم

به تیغم گر کشد دستش نگیرم
وگر تیرم زند منت پذیرم

کمان ابرویت را گو بزن تیر
که پیش دست و بازویت بمیرم

غم گیتی گر از پایم درآرد
بجز ساغر که باشد دستگیرم

برآی ای آفتاب صبح امید
که در دست شب هجران اسیرم

به فریادم رس ای پیر خرابات
به یک جرعه جوانم کن که پیرم

به گیسوی تو خوردم دوش سوگند
که من از پای تو سر بر نگیرم

بسوز این خرقه تقوا تو حافظ
که گر آتش شوم در وی نگیرم
از کانال من در تلگرام بازدید بفرمائید*
https://telegram.me/monlightyy/foad
دیدگاه ها (۳)

سخن از عشق بگو با دل دیوانه ی من💕 تا که از عطر تو لبریز شود ...

در من هزار #بوسه-ی-مُعطرمیل دارند به #عاشقی های مکرر اتو ...

بوستان عاشقان سرسبز با آفتاب عاشقان تابنده باد بلبل دل تا...

تو مهربانتر از آنی که فکر می کردمدرست مثل همانی که فکر می کر...

به فریادمٖ رس ای پیر خراباتبه یک جرعه جوانم کن که پیرمبه گیس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط