پارت۹‌شوهر‌خوناشام‌من‌فصل‌۲*اخرین‌ماه‌گمشده*❤️

پارت۹‌شوهر‌خوناشام‌من‌فصل‌۲*اخرین‌ماه‌گمشده*❤️
لونا:وامگه‌چقدر‌فرقشونه
کوک:خب‌ببین‌الان‌اینجا‌ساعت۱۲شبه
ولی‌تو‌دنیایه‌مجازی‌الان‌ساعت۱۲ظهره
لینا:اها‌یعنی‌اگه‌اینجا‌صبح‌باشه‌اونجا‌شبه
واگه‌اینجا‌شب‌باشه‌اونجا‌صبحه
کوک‌:دقیقا
لونا:لینا‌یه‌سوال
لینا‌:بپرس
لونا:خب‌اگه‌اینجا‌بعدظهر‌باشه‌اونجا‌کیه
لینا:اونجا‌بامداده
لونا‌:اها
تهیونگ:خب‌ساعت‌۳بامداد‌همه‌
داخل‌بازی‌‌خوناشامی‌کاخ‌یاقوت‌باشیم
کوک:‌اوکی‌پس‌فیلن‌خداحافظ
همه:خداحافظ
*پایان‌چت*
ویولونا🤍
بعد‌چت‌‌یه‌نگا‌به‌ساعت‌انداختم
لونا:ایشش‌ساعت‌تازه‌۱۲🤦‍♀️
رفتم‌براخودم‌غذا‌درست‌کردم
نشستم‌فیلم‌دیدم
*پایان‌ویو*
ویو‌کوک
بعد‌چت‌سریع‌رفتم‌لباس‌پوشیدم
رفتم‌کافه‌ومنتظر‌‌پسرا‌بودم
*پایان‌ویو*
(۱۰مین‌بعد)
کوک:بلاخره‌تشریف‌اوردین
جیمین:‌بچه‌سلامتو‌خوردی
کوک:سلام
نامجون:توکه‌زن‌نداری‌کوک‌مامانمون
انالیزمون‌کردن‌تا‌بزارن‌بیایم
کوک:متهلی‌‌سخته
جین:چه‌جورم
پایان‌پارت‌۹‌
نگران‌نباشید‌دیگه‌زودتر‌پست‌میزارم‌حمایت‌کنید‌بای🥰😘😘
دیدگاه ها (۱۰)

p5

Iove and the moonPart38هنوز حرفم کامل نشده بود که بلندم کرد...

#برادر ناتنی من

the first lie

اگر از رمان خوشتون نمیاد کافیه فقط بگین😐😐پارت دولونا: چرا آخ...

پنهان عشق

پارت 15رمان🦋 عشق مدرسه ای 🦋ات: چه شرطی؟ هیونجین: ( به لبش اش...

#مافیای_من پارت دوازدهم ویو ا/ت: حالا باید چیکار کنم بزارم ب...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 22...........گارسون=بله بفرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط