سناریو درخواستی BTS
وقتی خوابن و داخل لباسشون یخ بزرگ میندازیم
(🤣🤣قربون مغز کسی که این درخواستیو داده خدایی چطور این به ذهنش رسیده😂😂)
نامجون :
ایشون تو خواب ناز بود و تو حوصلت سر رفته بود پس تصمیم گرفتی رو نامجون کرم بریزی
از توی فریزر یخ های بزرگد در اوردی و رفتی سمت اتاق نامجون
اول ترسیدی سرت داد بزنه ولی کرمت گرفته بود پس ظرفی رو که پر یخ بود خالی کردی تو لباسش و در اخر لیوان اب یخی که کنار تخت بود رو ریختی روش
نامجون : چیشددد حمله کردنننن؟؟؟؟
ا/ت : 🤣🤣🤣🫵🏻
نامجون : زهر مارررر اخه این چه کاری بود بچهههه
ا/ت : 🤣🤣🤣🫵🏻
و این داستان ادامه دارد.....
شوگا : اخهههه تولهههه این چه کاریه اون وقت تنبیهت میکنم میگی من کاری نکردم
ا/ت :🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🫵🏻
شوگا : گگگگ(ادای ا/ت رو در میاره و میخوابه)
جین : ای خدا از دست تو...اخه چرا تو انقد فضولی خو بزار بخوابم دیگهههه...به خداا تنبیهت میکنم هاا
جیهوپ :
ایشون یهویی بیدار میشه و با ا/ت پواجه میشه که داره از خنده جر میخوره
هوپی : 🗿 دلقک کرمکی(میخوابه)
جونگکوک : اخههه بچهه من چیکار تو کنم؟
ا/ت : 🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
جونگکوک : مرضضض الان با دمپایی میفتم دنبالت هاا🩴🩴
ا/ت : ببخشید غلط کردم (دوباره میخنده)
جونگکوک : خدایا به این بچه یه عقل بده🤲🏻
تهیونگ : ا/ت از دست تو اخه چه وقت کرم ریختنههه حالا منم قلقلکت بدممم؟
ا/ت :🤣🤣🤣🤣
تهیونگ : 🗿الان گیفتم دنبالت هاا
ا/ت : اگه میتونی بیا بیارم
تهیونگ : میفته دنبال ا/ت میگیرش د انقد قلقلکش میده که ا/ت دل درد میگیره
و جالبیش اینجاس که در عبرت نگرفت فرداش رو تهیونگ سطل اب یخ ریخت
جیمین :
اول ا/ت یخا رو یهویی پیریزه تو یقه جیمین اما جیمین عین خیالشم نبود و بیدار نشد تازه خوشش اومده بود
ا/ت هم که ماشالله کرم فراوان داشت و یه پارچ اب یخ اورد و ریخت رو جیمین و فرار کرد
امااااا جیمین تنبیهش کرد
فقط خداااا میدونه چه تنبیهی🙄
(🤣🤣قربون مغز کسی که این درخواستیو داده خدایی چطور این به ذهنش رسیده😂😂)
نامجون :
ایشون تو خواب ناز بود و تو حوصلت سر رفته بود پس تصمیم گرفتی رو نامجون کرم بریزی
از توی فریزر یخ های بزرگد در اوردی و رفتی سمت اتاق نامجون
اول ترسیدی سرت داد بزنه ولی کرمت گرفته بود پس ظرفی رو که پر یخ بود خالی کردی تو لباسش و در اخر لیوان اب یخی که کنار تخت بود رو ریختی روش
نامجون : چیشددد حمله کردنننن؟؟؟؟
ا/ت : 🤣🤣🤣🫵🏻
نامجون : زهر مارررر اخه این چه کاری بود بچهههه
ا/ت : 🤣🤣🤣🫵🏻
و این داستان ادامه دارد.....
شوگا : اخهههه تولهههه این چه کاریه اون وقت تنبیهت میکنم میگی من کاری نکردم
ا/ت :🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🫵🏻
شوگا : گگگگ(ادای ا/ت رو در میاره و میخوابه)
جین : ای خدا از دست تو...اخه چرا تو انقد فضولی خو بزار بخوابم دیگهههه...به خداا تنبیهت میکنم هاا
جیهوپ :
ایشون یهویی بیدار میشه و با ا/ت پواجه میشه که داره از خنده جر میخوره
هوپی : 🗿 دلقک کرمکی(میخوابه)
جونگکوک : اخههه بچهه من چیکار تو کنم؟
ا/ت : 🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
جونگکوک : مرضضض الان با دمپایی میفتم دنبالت هاا🩴🩴
ا/ت : ببخشید غلط کردم (دوباره میخنده)
جونگکوک : خدایا به این بچه یه عقل بده🤲🏻
تهیونگ : ا/ت از دست تو اخه چه وقت کرم ریختنههه حالا منم قلقلکت بدممم؟
ا/ت :🤣🤣🤣🤣
تهیونگ : 🗿الان گیفتم دنبالت هاا
ا/ت : اگه میتونی بیا بیارم
تهیونگ : میفته دنبال ا/ت میگیرش د انقد قلقلکش میده که ا/ت دل درد میگیره
و جالبیش اینجاس که در عبرت نگرفت فرداش رو تهیونگ سطل اب یخ ریخت
جیمین :
اول ا/ت یخا رو یهویی پیریزه تو یقه جیمین اما جیمین عین خیالشم نبود و بیدار نشد تازه خوشش اومده بود
ا/ت هم که ماشالله کرم فراوان داشت و یه پارچ اب یخ اورد و ریخت رو جیمین و فرار کرد
امااااا جیمین تنبیهش کرد
فقط خداااا میدونه چه تنبیهی🙄
- ۹۷.۴k
- ۲۰ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط