(دلداده) ♡
(دلداده) ♡
ویو ا/ت
جونگکوک منو برد سمت مبل و نشوندم کنارش. هنوز دستم دور گردنش بود که جین گفت:
جین: یااااا ا/ت بیا پایین دیگه، این بدبخت کمرش شکست
ا/ت: حسودیت میشه؟
جین: آره والا، خواهر خودمو ازم گرفتن.
جیمین: داداش تو اول یه فکری به حال خودت بکن
سوا: من فقط میخوام بدونم غذای سوخته رو کی قراره بخوره؟
ا/ت: سوااااااا 😭
جونگکوک: (خنده) اشکال نداره، امشب مهمون من.
ا/ت: جونگکوکککک پس بریم بیرون؟
جونگکوک: هرچی خانوم بخواد.
جین: عه عه! چه خبر شده؟
جونگکوک: چته باز؟
جین: هیچی، فقط امروز خیلی مهربون شدی.
ادامه دارد........
ویو ا/ت
جونگکوک منو برد سمت مبل و نشوندم کنارش. هنوز دستم دور گردنش بود که جین گفت:
جین: یااااا ا/ت بیا پایین دیگه، این بدبخت کمرش شکست
ا/ت: حسودیت میشه؟
جین: آره والا، خواهر خودمو ازم گرفتن.
جیمین: داداش تو اول یه فکری به حال خودت بکن
سوا: من فقط میخوام بدونم غذای سوخته رو کی قراره بخوره؟
ا/ت: سوااااااا 😭
جونگکوک: (خنده) اشکال نداره، امشب مهمون من.
ا/ت: جونگکوکککک پس بریم بیرون؟
جونگکوک: هرچی خانوم بخواد.
جین: عه عه! چه خبر شده؟
جونگکوک: چته باز؟
جین: هیچی، فقط امروز خیلی مهربون شدی.
ادامه دارد........
- ۶۶۲
- ۳۰ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط