فیک خدمتکار قصر (پارت ۴)

_ قربان خب الان من اینو چجوری ببرم بیرون؟

+بده سرباز ببره

_چشم



ا/ت ویو


دادم سرباز غذامو برد

من همیشه بعد غذا عادت دارم قدم بزنم

اما پادشاه خوابالو خوابیده پس منم نشستم

بادستام زانومو بغل گرفتم و به مادرم پدرم

گذشته آینده فکر کردم


کوک ویو

۲ ساعت گذشته بود پاشدم دیدم چه کیوت زانو

هاشو بغل کرده و خوابیده دلم نیومد بیدارش

کنم ولی میخواستم برم بیرون

+هی بیدارشو

هرچی صداش کردم بیدار نشد دستمو

گذاشتم رو شونش و تکونش دادم چقدر

شبیه سو بود یادش بخیر از قصر فرار میکردم

بعد با سو بدون اینکه بگم کی هستم بازی می‌کردم

سو یه بار خواست بگه اسم واقعیش چیه ولی نشد منو بردن

و بعد اون موقع ندیدمش

_ چی چیه کیه من کجام؟

+ تو تو قصری


ا/ت ویو


چقدر صداش نگاهش شبیه ته بود مگه میشه

ای کاش الان اینجا بود

+ چیزی شده چقدر تو فکری؟

_ نه خوبم حالا چرا منو بیدار کردی؟

+ ببخشید دیگه پاشو آماده شو بریم بیرون

_ چشم عالیجناب من امادم

پاشدم و رفتیم به حیاط قصر

+ تا حالا عاشق شدی؟

_ نمیدونم شاید وقتی ۱۰ سالم بود
بعدش اومدم قصر چیزی به جز نگاهش یادم نیست

+ منم وقتی ۱۴ سالم بود

_ خب شما میتونستید با هاش ازدواج کنین خب چرا نکردید؟

+ چون اجازه نداشتم باید با یکی هم سطح خودم ازدواج میکردم



حمایت😕
دیدگاه ها (۰)

پارت ۴ (سرنوشت)

همسر غیره منتظره

P25عروس فراری ⚠️اقا یه یه بگین نوسیدنه رو عوض کنم یا نه فقط ...

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

سیلام 🎀 بریم برای پارت گذاری؟فایتینگ (تابع قوانین ویسگون)رما...

☆-هزار یک شب-☆قسمت [۱]ویو ا/تسلام من ا/تم. من پدرم زمانی که ...

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

My Boy❄

تک پارتی از سانزو هاروچیو🖤🤞یاندره و هنتای داره و لطفا گذارش ...

ددی خون آشام من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط