اگر دل از کلکِ عشق با خبر می شد

اگر دل از کلکِ عشق با خبر می شد
مقابلِ کلکش سینه ام سپر می شد

نمی گذاشت که با حرف کنی خامم
مقابلِ همه ی عشق سنگ سر می شد

ولی چه باید از این یار گفت خامم کرد
که وعده داد و هی باز پا به در می شد

قسم که خورد دلم گفت پای حرفش هست
دل از علیِ تو در عشق در به در می شد

نمی شدم همه ی عمر غرق در گریه
اگر دعای دل اینبار با اثر می شد
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
دیدگاه ها (۲)

.قهوه‌ی چشم ِ تو را با بوسه شیرین می‌کنمبا نگاهت عشق را هر ل...

🚨 این یک هشدار جدی است... در طوفان فتنه ها غرق نشویم!در #آخر...

### پارت ۹: انتخابِ اجباریانبارِ قدیمی اسکله، بویِ مرگ و اند...

چند پارتیپارت۵جونگکوک صندلی را برایِ او عقب کشید. وقتی نشستن...

#در_آغوش_شیطان🩸 خلاصهدر جهانی که مرز میان انسان‌ها و موجودات...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۱۰✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒...

لباس ایزوکو روی زمین سرد و خاکی رها شد. وقتی هوایِ سرد و نمو...

پارت ۵۷یک ماه بعد. باغِ اختصاصیِ عمارت غرق در گل‌هایِ یاس بو...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۳دست‌های جونگکوک هم...

پشت نقاب عشق💗وقتی جونگ‌کوک و ا.ت به عمارت رسیدن، هوا تاریک ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط