{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ترنج نامه

ترنج نامه

بهار پشت زمستان بهار پشت بهار
دلم گرفت از این گردش و از این تکرار

نفس کشیدن وقتی که استخوان به گلو
نگاه کردن وقتی که در نگاهت خار

اگر به شهر روی طعنه های رهگذران
اگر به خانه بمانی غم در و دیوار

نمانده است تو را در کنار همراهی
که دوستان تو را میخرند با دینار

نه دوستان؛ صفحاتی ز هم پراکنده
که جمع کردنشان در کنار هم دشوار

به صبرشان که بخوانی به جنگ مشتاق اند
به جنگشان که بخوانی نشسته اند کنار

تو از رعیت خود بیمناکی و همه جا
رعیت است که تشویش دارد از دربار

کتاب کهنه تاریخ را نخوانده ببند
دلم گرفت از این گردش و از این تکرار

شعر از: فاضل نظری
دیدگاه ها (۱۲)

وقتی انقلابی نما سخنگوی دشمن میشود به روایت دکتر زارعی

بهار پشت زمستان بهار پشت بهاردلم گرفت از این گردش و از این ت...

بهار پشت زمستان بهار پشت بهاردلم گرفت از این گردش و از این ت...

بهار پشت زمستان بهار پشت بهاردلم گرفت از این گردش و از این ت...

بهار پشت زمستان بهار پشت بهاردلم گرفت از این گردش و از این ت...

«خدایا منتظر معجزه ام اکنون»...بهار پشت زمستان بهار پشت بهار...

تا غدیر عیدالله الاکبر18روز مانده:این شعر فوق العاده است بها...

دلم چی میخواد ؟نمیدونم‌...مثلا با پاییز از راه برس و تموم دل...

دلم چی میخواد ؟نمیدونم‌...مثلا با پاییز از راه برس و تموم دل...

1_5دلم نمیخواست ساعت بگذرهتا بتونم بیشتر ی دل سیر نگاش کنمذه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط