رمان: لجبازی 🧸 پارت: 18

ارسلان 🎀

دیدیم دیانا داره میره تو اتاق منم پشت سرش رفتم دیدم نشسته رو تخت و بغض کرده.
ارسلان: دیانام.
دیانا:........
ارسلان: دیانا
دیانا:.........
ارسلان: دیانا
دیانا: وقتی جوابتو نمیدم یعنی حوصلتو ندارم.
ارسلان: عععععع حالا حوصله منو نداری باششش. دیگه از ابن به بعد من اقای کاشیم شما خانم رحیمی.
دیانا: ارسلاووون مسخره نشو.
ارسلان: ارسلان نه اقای کاشی.
دیانا: ارسلان تو باید از دل من دربیاری نه مننننن.
ارسلان: ببخشبد چیزی میگفتید خانم رحیمی.
دیانا: ارسلان ببخشید اصلا چیکار کنم ببیخشیم.
ارسلان: بوسم کن😎😈
دیانا: باش . لپشو بوس کردم
ارسلان: نه اونجا نه
دیانا: خاککککک توووووو سرررتتتتتتتتت. بیاااا. لبامو رو لباش گذاشتم و تا min 5میک زدیم. خب خوبه؟؟
ارسلان: افرین.
دیانا: ولی من هنوز قهرم.
ارسلان:چیکا کنم؟؟
دیانا: برام پاستیل بخر
ارسلان: چشمممممممم.

دیانا 🎀

با ارسللن رفتیم بیرون دیدیم بقیه هم اشتی کردن .
رضا: ععع شما هم اشتی کردین.
اردیا: بله
متین: بچهاا پابه جرعت حقیقت هستید😈
همه غیر از دیانا و مهشاد: ارهههه
محراب: بابا شما دوتا هم چص نکیند بیایین دبگه.
بلاخره بعد از اصرار های مکرر محراب رفتیم و بطری اوردبم نیکا چرخوند که افتاد به من و محراب.
محراب: ج یا ح؟؟
دیانا: ج.
محراب:........

ـــــــــــــــــــــــــ
اینم ی پارت طولانی بعد مدت ها قول میدم لایککا زیاد شه بیشتر فعالیت کنم و این هفته قراره تن تند پارت بزارم. 😜
دیدگاه ها (۴)

رمان زیبا تر از الماس پارت ۹۷دیانا: پله هارو رفتیم بالا چه ش...

فصل دوم پارت ۸۶#ارسلاندیانا امد پیشم خوابید بیدارشدم تشنم شد...

غریبه ی آشنا😊پارت ۲دیانا:آره😒🙄نیکا: یه زره رفتیم جلوتر گفتم ...

دخترک مغرور🧬♥️پارت ۷۰ diyanaدیانا : خوبی ارسلان مرده:  ولش ک...

پارت 42 دلبر نازم رفیتم با دیانا کیک سفارش دادیم رفتیم خونه ...

نگاه پردردسر عشق قسمت ۶💜

ٕرمان گناه عشق❌پارت: ۲۹دستش رو گرفتم و باهم رفتیم توی اتاق. ...

دخترک مغرور🧬♥️پارت ۵۱ arslwnسریع آماده شدم رفتم سمت لوکیشن ر...

#تصور #درخواستی پارت②ا. ت: به محراب زنگ زدممحراب: بلها. ت: ...

رمـ«عشق بی وفا»ـــان 🫀🌚

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط