{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 42 دلبر نازم

پارت 42 دلبر نازم




رفیتم با دیانا کیک سفارش دادیم

رفتیم خونه تزیین خونه رو انجام دادیم

دیانا.... نیکا

نیکا جانم

دیانا.... دلم شوره دارم

نیکا.... چرا

دیانا.... از صبح ارسلان نیومده خونه نگرانشم

نیکا.... نگران نباش عزیزم


دیانا.... بیا زنگ بزنیم به بچه ها شب بیان تولد ارسلان

نیکا ... بش


رفتیم زنگ زدیم

شب شد دیدم خبری از ارسلان نشد

ساعت 10 شد دیدیم یک زنگ میزنه من گوشی را ورداشتم گفتم بفرمائید

دکتر ... سلام ببخشید شما همسر اقای کاشیی هستید

دیانا..... سلام خوبید اره مگه چی شده


دکتر.... اقای کاشی تصادف کرده

دیانا... کدوم بیمارستان هس

دکتر .... برات میفرستم

دیانا.... باشه

اماده شدیم با بچه ها رفتیم بیمارستان


ارسلان توی اتاق عمل بود


نیکا .... دیانا گریه نکن بش

دیانا... شوهرم تصادف کرده گریه نکنم


دیانا.... چیکار کنم
دیدگاه ها (۴۶)

dark love

منو ببخش پارت ۲

بارون اول

رمان دخت من

۵٬۶ روز نبودم ، دیگه خودتون ببینید❤بچه ها دیشب ما طبس موندیم...

پارت ۱۳یون: نه نگو که ا/ت زنگ بزن دکترا/ت : اوکیکه مامانم زن...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

موفقیت عشق در همراه دارد پارت ³( دوستان فامیلی ا.ت،لی هستش )...

#تجربه_من ۱۳۶۶#فرزندآوری #دوتا_کافی_نیست #بارداری_بعداز_35_س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط