{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آمد بهار و حیف که ما را بهار نیست

آمد بهار و حیف که ما را بهار نیست
وین جرعه ها به کام دلم خوش گوار نیست
گفتم بهار آمد و پر شد جهان ز گل
دیدم که یار نامد و گفتم بهار نیست . . .
دیدگاه ها (۵)

روزی دختر شیخ یک تبلت گوگل نکسوس بخرید و بر شیخ عرضه نمود!شی...

⬅ﯾﮑﯽ ﺍﺯﺑﭽﻪ ﻫﺎﯼ ﺗﻔﺤﺺ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﻣیﮔﻔﺖ:ﺭﻓﺘﯿﻢ ﺩﺭﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﺷﻬﯿﺪﺧﺒﺮﺑﺪﯾﻢ ...

یارب رسان تو بر ما، صاحب زمان ما را تا که حیات بخشد، روح و ر...

خداوند ازعزرائیل پرسید:تابحال گریه نکردی زمانیکه جان بنی آدم...

تماشا می‌کند هر دم، دلم در باغ رخسارشبه کام دل همی نوشد، میِ...

این پست رو یه گلفروشی خیلی خیلی خوش ذوق گذاشته بود حیف که گل...

سیصد گل سرخ، یک گل نصرانیمارا ز سر بریده می ترسانی؟!ما گر زس...

شهر آشنایی🌹❤️به اميد آن روز كه دوستى ومهر آنقدر فراگير شود ك...

دلم در زیر بار آرزوها مردنهال عمر من افسرد؛ افسـردچه امیدی چ...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿بیا، که بی‌رخ زیبات دل به جان آمدبیا،...

عاشقانه های شبنم

در وصف تو گفتم همـه شـعری و ندیدیاز هــجر  تو  نـالــیدم و  ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط