casino2

نگاهی به رگال لباسام انداختم آروم آروم میزدم کنار و نگاهشون میکردم رسیدم به لباسی که بنظرم لختی نبود
+لعنت بهت سام رونی
زیر لب لعنتی بهش فرستادم و لباسو برداشتم(اسلاید بعد عکس لباس هست)
موهای بلندمو شونه کردم و دورم انداختم نگاهی تو آیینه به خودم کردم و با نفرت خارج شدم
"کازینو ۱۰:۱۵ شب"
صدای بلند آهنگ همه جا پیچیده بود بوی الکل خفه کننده بود صدای پاشنه کفشم با صدای آهنگ خفه شده بود نگاهمو همه جا چرخوندم و در آخر روی یه میز فوکوس کردم سه تا پسر دورش نشسته بودن و با گفتن شرطشون شروع به بازی کردن توجهم به پسری که پشتش بهم بود جلب شد به صندلی تکیه داده بود و پیرهن مردونه سفیدی تنش بود و هیکل بزرگی داشت و موهای تقریبا بلند بود...فرق تو افکارم بودم که با برخورد کارشون بهم از جا پریدم
-عذر می‌خوام بانو
یه تای ابرومو دادم بالا و به رفتنش خیره شدم دوباره نگاهمو بردم سمت میز اما جمعیت جلوشون دیدمو گرفته بود...قدم برداشتم سمت بار روی صندلی نشستم و نگاهم و به باریستا حرفه ای دادم یدونه ماکتل ازش درخواست کردم پامو روی پام انداختم و گهگاهی نگاهشون میکردم....با آوردن نوشیدنی لبخندی زدم و تشکر ریزی کردم کمی ازش نوشیدم و گذاشتم رو میز دوباره نگاهم و دادم به میز اما ایندفعه با جای خالیشون مواجه شدم سریع دور تا دورمو نگاه کردم که با نشستن کسی رو صندلی کنارم سرمو چرخوندم سمتش
-مین جو...شراب سفید
خود لعنتیش بود....جئون بزرگ مردی که بخاطر قدرتش جلوش زانو میزدن چند لحظه ای خیره شدم بهش که بدون نگاه کردن بهم حرف زد
-دنبال چیزی میکردی ریزه
ریزه؟ چشمامو گرد کردم و به بدنم نگاه کردم اره حق با اون بود ولی...دلیل نمیشد اینجوری بگه نگاهمو ازش گرفتم و چشمامو تو حدقه چرخوندم بهتر بود بجای بی محلی از فرصت استفاده کنم
+نه...با کسی اشتباهت گرفتم
باریستا یا همون مین جویی که جئون می‌گفت شرابو جلوش گذاشت جرعه ای ازش نوشید و نگاهشو بهم داد سر تا پامو آنالیز کرد و سری تکون داد با یه نفس کلشو خورد و از اونجا بلند شد با چشمام دنبالش میکردم اما بخاطر جمعیت زیاد گمش کردم پامو محکم کوبیدم رو زمین و دستامو برای موهام فرو بردم
+هیچی بلد نیستی دختر...هیچی
سرمو آوردم بالا که نگاه متعجب مین جو رو دیدم خودمو جمع و جور کردم لیوانو بردم سمت لبام که با حرفش سرفه ای کردم
-انقدر دوسش داری؟
لیوانو کوبیدم رو میز
+چی؟
خودشو مشغول تمیز کردن میز کرد
-جئون رو میگم...درگیرش نشو هیچ دختری جرعن نزدیک شدن بهش رو نداره البته مرداشم نزدیکش نمیشن چه برسه دخترا...از من گفتن بود
دیدگاه ها (۹)

چند پارتی

چند پارتی (درخواستی)

پارت ۱۶ (صبح)چشمانم را باز کردم آفتاب از پرده های حریری اتاق...

The unwanted roommate _________________________در رو باز کرد...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆       ۲۰ پارتچند دقیقه گذشت.....

چند پارتی

پارت نوزدهم《Custom kiss》 +رفتم سم...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹.part:¹...

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۴🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)آخر پتو رو برداشتم و ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط