{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بـچـیـن مـیـز قمـارت را،دل از مـن روی مـاه از تو

بـچـیـن مـیـز قمـارت را،دل از مـن روی مـاه از تو
بیــا بــردار بـازی کـن،سـفـیــد از مــن سیـاه از تــو

هــمـیـشـه آخـر بـازی کـسـی کـه سـوخـت مـن بودم
هـمـیـشـه بـاخت با مـن بود،گـاه از عشق گــاه از تو

تـمـــام خـانـــه هـــا را بــر سـرم آوار کـــردی و...
کـسـی جــرات نــدارد تـــا بـگــیـرد اشـتـبـــاه از تـو

تــو رخ مـی تـابــی و مــن قـلعـه ات را آرزومـنــدم
خر است این اسب اگر یک لحظه بردارد نگاه از تو

گـل مـن! فـیــل ما مست است وگاهی کج روی دارد
نـگـیـری خـرده بـر مـسـتــان اگـر بسـتنـد راه از تو

دریــن بـن بست حـیـرانـی،کجـا می رانـی ام دیگــر
چــه دارم رو کنــم-زیبــای کـافــر کیـش آه از تــــو
از کانال من در تلگرام بازدید بفرمائید*
https://t.me/monlightyy/AAAAADwlabGn5JpFx5ds8A
دیدگاه ها (۲۵)

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

پارت سوم: شروعِ یک بازیِ تازهصبحِ روز بعد، رزا در حالی که نف...

پارت : 28 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*کلمه‌ی *سرگرمی* مثل اسید ...

سایه ای در راهروهای نقره ای

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۳صدای قدم‌های نگهبان‌ها در راهرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط