{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبانه های منی، از سپیده سرشاری

شبانه های منی، از سپیده سرشاری
کویر سوخته ام، روح سبز رگباری

تو خط عمر منی، از توام گریزی نیست
کجا روم؟ که به هر جا تو کاروان داری

نشان بده که کدام است، تا از آن نروم
که خود سرآمد دیوانه های هشیاری

چه بارها که مرا مُردی و سپس خواندی
تویی که چاره ی این مرگ های ناچاری

از این سیاهی شب ها دگر نمی ترسم
که ترس های مرا چلچراغ انکاری

در این زمانه ی بی تکیه گاه سر بنهم،
به روی شانه ی تو کز جهان سبکباری

چه عشق های مکرر که بود و آمد و رفت
تو در میانه ی آنها بدون تکراری

چه جای پرسش موزون: «دوستم داری؟» است
هزار بار بگویم که: دارمت ، آری ...
دیدگاه ها (۱)

آمدی ، گل در وجودم زاده شدبرگ برگِ خاطرم ، افتاده شدکوچ کردی...

دلم اگر چه برایت عجیب دلتنگ استهمیشه و همه جا، آسمان همین رن...

صبحهجوم چشم های توست.وقتی ناگهان ؛در من شعری می شوی .به وسعت...

آهو ز تو آموخت هنگام دویدنرم کردن و اِستادن و واپس نگریدنپرو...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

عشق یک طرفه پارت ۱۱ویو اتتپش قلبم به قدری شدید بود که صدایش ...

داستان های هوش مصنوعی

و مـ‌َنبـی تو چقدر تنهـا هسـتمنیستیچقدر دلم بـرایِ خودمتنگ م...

و مـ‌َنبـی تو چقدر تنهـا هسـتمنیستیچقدر دلم بـرایِ خودمتنگ م...

و مـ‌نبی تـو چقدر تنهـا هسـتمنیستیچقدر دلم بـرای خودم تنگ می...

و مـ‌َنبـےتو چقدر تنهـا هسـتمنیستےچقدر دلم بـراےِ خودمتنگ می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط