{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#سناریو

#سناریو
تصور کن BTS : وقتی بهش اعتراف کنی .

جین : خب حق داری اگه منم جای خودم بودم بهت اعتراف میکردم ولی جدا از شوخی اگه تو اعتراف نمیکردی من خودم بهت اعتراف میکردم

یونگی : بعد از حرفت یه مکث کوتاه میکنه و بعد بغلت میکنه و آروم میگه منم دقیقا همین حس رو دار

نامجون : تو واقعا عاشقمی باور نمیشه منم عاشقت هستم

جیهوپ : اوه سانشاینم منم عاشقت هستم

جیمین : عشقم منم عاشقت هستم عزیزم

تهیونگ : هوراااااا بلاخره اعتراف کرد

جونگکوک : آررررررره همینو میخواستم بشنوم بیا بغلم


آرومی های گل اگه درخواستی داریم لطفا بگین 💜
دیدگاه ها (۲)

ادامه...*ویو نامجون*خوب گند زدی اقای کیمن:ات یه لحظه گوش بده...

رمان تو خود منی

وقتی جلوشون گریه میکنیم

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : twenty five:ویوی تهیونگ:بعد از ا...

پارت ۱۱

پارت ۳

٢pمایکی:خب ماریا چرا از ران جدا شدیماریا: چون یه روز میرم خو...

شاهزاده دوست داشتنی من

پارت ۱ (سرنوشت)ا/ت :من دختری ۲۲ ساله هستم و کارم مد فشنه .ام...

دهکده جادویی بانگو پارت ۱۲( پایان فصل اول )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط