چاک سینه ام

چاک سینه ام
ندارد هنگامی خروش
ز عروقی خون غیرتم آمد بجوش
یک نظر کردم به سویش
رفت جان ز دستم آسود
رحم کن بر جان خود
ز از آن هستی بدان،
🍃
دیدگاه ها (۰)

ای یار ناشناخته من دوست دارمتگاهی به جان و گاه به دل می سپار...

برای پارت سوم‌فالو کنمتن کامل :❤️🥹به نام خداوند راه نهانخداو...

خوش است حالم کنارت عشقنشسته مهرت به جانمتو که آمدی زندگی آمد...

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمیدل ز تنهایی به جان آمد خد...

#عشق_ممنوعه‌_شب پارت چهارم | گردنبند «بالاخره پیداش کردیم......

گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتانآمد آن گل‌عِذار کوفت مَرا ...

### 🗝️ پارت دهم (پارت پایانی): رقصِ آخرین شعلهلرزش زمین بند ...

-روز خونینسرما تا مغز استخوانم نفوذ کرده بود، اما تنم از حرا...

#تک‌پارتی تک‌پارتی‌جیهوپوقتی‌مافیا‌بودو... باران به شدت به ش...

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط