{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک یک ( زندگی جدید) پارت ۱

فیک یک ( زندگی جدید) پارت ۱
سلام من کیم جینا هستم ۲۰ سالمه و یک برادر به نام تهیونگ دارم و ۲۴ سالشه پدر و مادرم از هم جدا شودن و مادر مافیای برتر کره ی غرب و پدر برترین مافیا کره ی جنوب هست

(از زبان خودم)
صبح پنجشنبه ساعت ۱۲ از خواب بیدار شودم و خوشحال بودم امروز مدرسه ندارم و کارای لازم رو انجام دادم و رفتم پایین وقت تهیونگ پایین بود
ت: سلام جینا جان صبحت بخیر
جینا :سلام دادشی مامان کجاس ؟
ت: مامان صبح زود رفت مسافرت کار بیش اومد
جینا : اهان
(از زبان جینا )
رفتم نشستم سر میز بعد چند ساعت گوشی تهیونگ زنگ خورد مامان بود
ت: جینا مامان زنگ زد گفت من تا ۵ روزدیگه نمیام تو فرانسه کار دارم مواظب خودتون باشید
جینا : باش تهیونگ امروز تو کار داری؟
ت: نه ،چطور ؟
جینا : میای بریم بیرون با لینا و برادرش ساعت ۵
ت: باشه میام وقت یه سر بیرون کار دارم میرم و زود میام
جینا : باشه دادشی
(راوی )
لینا هم سن جینا هست و برادر به نام جیمین داره که ۲۵ سالشه و پدر و مادرش مافیا هستن و مادرش با مادر جینا همکاری میکنن

امیدوارم خوشتون بیاد🌌💜 من اولین باره فیک مینویسم اگه ایرادی دارم بهم بگین اگه خوشتون اومد لایک و دنبال کنید ممنون🥺🧡
دیدگاه ها (۰)

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

پارت ۴ (سرنوشت)

رمان هکر کوچولوی من پارت چهارم

رمان

THE FIRST KISSPART: 8بعد از حرفم سکوت کرد دوباره به سمت خونه...

My Boy❄

تک پارتی

#مافیای_من پارت دوازدهم ویو ا/ت: حالا باید چیکار کنم بزارم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط