چادرش را...👌❤🍁

دست #آذر را گرفت و گفت وقت رفتن است
#چادرش را بین دندان ها گرفت و دور شد

مهر و آبان را #سوار باد قبلا کرده بود
قصد ماندن داشت اما #دی شد و مجبور شد...📷📸
#عشقولوژی
دیدگاه ها (۱)

* چون ساعت‌های این متن به وقت مسکو بودن, ایران در این تاریخ‌...

#دوپارتیچانمینP:2سرش رو چرخوند سمت دوستاش و بعد با صدایی سرد...

P31انیا‌ و دامیان‌ راه افتادن و رفتن به جشن وقتی رسیدن کلی د...

یک روز، میان تمام چیزهایی که از دست داده‌ای،به عقب نگاه می‌ک...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

پارت دهم ....پدر.ت. می تونید برید توی اتاق جلسه و صحبت کنید ...

میراث نامیرای ننه عصمت‌ها!✍ میلاد گودرزی🔺امروز ننه عصمت رو ب...

چند پارتی

پیوند علیرضا و مهشاد مبارکاما کسی برای از هم پاشیدن پیوندبین...

#My_deity#part1☆ویو پسرِ خدا☆ لنگان لنگان به سمت جنگل رفتم د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط